اردشیر یکم هخامنشی و آغاز ضعف هخامنشیان

0 486

نام اردشیر یکم هخامنشی در پارسی باستان ارته خشتره در ترپمأ بابلی تیبه ها ارته خشتَ سو، به ایلامی ارته خچرچه، به مصری ارته خسشَ، در تورات ارته خشتا، و در کامل ابن اثیر بهمن آمده است. بنا بر نوشتۀ پلوتارک، دست راست اردشیر از دست چپ وی درازتر بوده است، نولدکه آلمانی می گوید: نخستین کسی که این لقب را برای اردشیر ذکر کرده است. دینُن و دیگر مورخان یونانی این نام را از او نقل کرده اند. باید دانست که منظور دینُن از اطلاق این لقب بر اردشیر، گشاده دستی یا اقتدار وی بوده است، ولی بعدها مورخان یونانی معنی دراز دست را از آن استنباط کرده اند. استرابون داریوش اول را دراز دست دانسته و در توجیه آن می گوید که دست های وی در هنگام ایستادن به زانویش می رسیده است.

اردشیر یکم هخامنشی پسر خشایارشا و بنا به نوشته های یونانیان مادرش آمس تریس دختر اتانس یا هوتانه بوده که به یکی از هفت خاندان پارسی تعلق داشته است. اردشیر چهار برادر داشت که از آن میان داریوش و ویشتاسب از او بزرگ تر بودند. این پادشاه مدت چهل سال سلطنت کرد که طی آن مردم در رفاه و آسایش بودند. شمار پیش آمدهای مهم دورام پادشاهی اردشیر اندک است در آغاز فرمانروایی وی،گروه هایی در گوشه و کنار کشور دست به شورش زده و موجبات زحمت او را فراهم آوردند.
یکی از برادران اردشیر به نام هیستاسب به اتفاق مردم باختر علیه او به پا خاست و در طلب تاج و تخت به تلاش پرداخت. اردشیر دو بار برای سرکوبی وی نیرو فرستاد و سرانجام در سال ۴۶۲ پیش از میلاد او را از میان برداشت. از دیگر حوادث دوران پادشاهی اردشیر، جنبش مصر بود. ایناروس پسر پسامتیخ از مردم لیبی کاخ سلطنتی مصر را تحت محاصره در آورده هخامنش (برادر خشایارشا)والی مصر را به هلاکت رسانید. در این شورش و بلوا یونانیان که تصمیم داشتند تا جایی که می توانند در تحقیر ایران بکوشند ایناروس را یاری کرده و سیصد فروند کشتی جنگی را برای کمک او گسیل داشتند. اردشیر به خونخواهی هخامنش، عموی خود، مگابیز سردار بزرگ خود و ساتراپ سوریه را با سپاهی زبده به مصر فرستاد. در این نبرد ناوهای جنگی فنیقیه که در خدمت دولت ایران بودند، به سپاه ایران کمک فراوان کردند. سرانجام مگابیز بر ایناروس چیره شد و سراسر مصر را جز ناحیۀ دلتای نیل که همچنان در دست شورشیان بود، زیر سلطۀ و نفوذ اردشیر در آورد. یونانیان به شهر بیب لوس در جنوب پروسوپی تیس پناه برده و به مدت یک سال و نیم (از آغاز سال ۴۵۵ پیش از میلاد) در برابر ایرانیان پایداری کردند. جزیرۀ مورد اشاره از دو شعبۀ نیل تشکیل شده بود که هر دوی آن ها در استفادۀ کشتی رانان بود. پارسیان یکی از آن دو شعبه را خشکاندند. با انجام این کار کشتی های آتنی به گِل نشست و یونانیان ناگزیر تحت شرایط آبرومندی تسلیم شدند شکست یونانیان به شورش مصر پایان بخشید. و یونانیان حدود دویست کشتی وچهار هزار نفر سرباز از دست دادند. ولی گروهی از میهن پرستان به باتلاق ها پناه برده دست به جنگ های پراکنده زدند. افراد مزبور یکی از بازماندگان خانوادۀ آمازیس فرعون سابق مصر به نام امیرته اوس را به پادشاهی برگزیدند و او مدت ها در دلتای نیل ایستادگی کرد ولی سرانجام شکست خورد. و پس از این شکست امپراتوری ایران مشت خود را بیش از هر زمان دیگر بر بدن مصر گره کرد. سرکوب شورش که با رویدادی نادر یعنی شکست ارتش یونان توسط سربازان ایران همراه بود، حیثیت اردشیر و امپراتوری ایران را بسیار افزایش داد اما این اعادۀ حیثیت معلول کاردانی مگابیز بود و نه خود شاه.

شورش مگابیز
بنا به نوشته کتزیاس، مگابیز سردار ایرانی طبق شرایطی که موقع تسلیم شدن ایناروس تعیین شده بود، وی و پنجاه تن از سربازان آتنی را به شوش همراه خود برد. آمِس تریس مادر هخامنش (که در مصر به دست شورشیان کشته شده بود) می خواست ایناروس مصری را به انتقام خون فرزندش اعدام کند، ولی مگابیز او را از این تصمیم منصرف کرد و گفت که وی در مورد امنیت اسیران به آنان قول داده است که گزندی به آنان نرسد.
اما پس از گذشت پنج سال از آن واقعه، شاه تحت تاثیر وسوسه های آمِس تریس قرار گرفت و از تدبیر چشم پوشی کرد و دستور داد تا ایناروس وتمامی اسیران مصری و یونانی را اعدام کنند. مگابیز پس از آگاهی از این پیشامد، برآشفت و چون این کار را بر خلاف قول خویش می دانست، با دو فرزند خود به سوی ساتراپخود یعنی سوریه رفت و در آن جا سر به شورش برداشت.
اردشیر اول، سردار خویش اوزیریس مصری را به جنگ مگابیز فرستاد ولی سردار مصری در کار خود توفیقی به دست نیاورد. باز هم لشگر دیگری مامور جنگبا مگابیز شد، اما باز هم پیروزی با مگابیز بود.
اردشیر پس از این شکست ها به ناچار با پا در میانی خواهرش که همسر مگابیز به حساب می آمد، از گناه او درگذشت.
پس از گذشت چند سال روزی در شکارگاه شیری به شاه اردشیر حمله کرد و مگابیز که در کنار شاه بود، شیر را از پای درآورد. اردشیر که از دیرباز به دلیل شورش مگابیز کینۀ او را در دل نگاه داشته بود، به بهانۀ سؤ نیت مگابیز و اینکه قصد وی از میان بردن خود اردشیر بوده است، مگابیز را محکوم به مرگ کرد و بلافاصله او را دستگیر کردند. اما این بار نیز همسر مگابیز و خواهر اردشیر وساطت کرد و اردشیر نیز در مجازات او تخفیف قایل شده و او را به سیرتا واقع در عربستان و دریای سرخ تبعید کرد.
مگابیز پس از گذشت پنج سال به بهانۀ ابتلا به مرض جذام به پارس بازگشت، وباز هم با پا در میانی همسر خود مورد بخشش اردشیر قرار گرفت و در زمرۀ نزدیکان شاه قرار گرفت و در 71 سالگی در گذشت.
بخشش های چند باره مگابیز توسط اردشیر اول نشان گر این است که دربار و شاه ایران دچار ضعف شده بودند چرا که این مورد در صورتی که در زمان داریوش بزرگ یا خشایارشا اتفاق می افتاد، مگابیز بدون هیچ بخششی فورا اعدام میشد.

پیمان کالیاس
آتنی ها پس از شکست بزرگ از مگابیز در مصر که حیثیت ارتش یونان را خدشه دار کرده بود، قرارداد صلح پنج ساله ای با لاسدمونی ها که هم اکنون در حال نبرد با آنان بودند، بستند تا فرصتی که از این قرارداد به دست می آورند، تمام توجه خویش را به ایران متمرکز کنند.
آنگاه سیمون پسر میلتیاد با 200 کشتی جنگی عازم فتح قبرس که خاک ایران به حساب می آمد، شد، ولی در اثنای جنگ کشته شد. کشتی های یونانی نیز هنگام عقب نشینی با 300 ناو جنگی فنیقی رو به رو شده آنان را در جنگی دریایی شکست دادند. آتنی ها با استفاده از این پیروزی، یکی از مردان سیاسی نامدار خویش به نام کالیاس را برای بستن قرارداد صلح دائمی با امپراتوری ایران، نزد شاه ایران فرستادند. وی در سال ۴۴۹ پیش از میلاد مسیح با شاه ایران پیمان صلحی دائمی امضا کرد که به نام خود وی یعنی کالیاس معروف شد.
بنا بر نوشته دیودورس، آتن به مفاد این قرارداد قبرس را به امپراتوری ایران واگذار کرد و متعهد شد که آتنی ها هیچگاه با اسلحه وارد متصرفات امپراتوری ایران نشوند. اردشیر شاه ایران نیز پذیرفت که شهرهای یونانی نشین آسیای صغیر مستقل باشند و فاصلۀ ناوهای جنگی امپراتوری ایران با مرزهای دریایی یونان کمتر از سه روز راه نباشد و فقط کشتی های تجاری ایران به بندرهای یونان رفت و آمد داشته باشند.
به عقیده گروهی از مورخان، پیشرفت ایرانیان در مصر در زمان اردشیر یکم هخامنشی نشان داد که آنان در خارج از امپراتوری ایران از عهدۀ سپاهیان یونانی برخواهند آمد، اگر چه تعداد آنها زیاد باشد و اگر اردشیر اول با اراده بود، میتوانست در آسیای صغیر یونانیان را از پای درآورده و تا یونان پیش برود. متاسفانه اردشیر از توانایی لازم برای اداره امپراتوری ایران بود بهره ای نبرده بود و زمام تمامی کارهای دربار به دست مادر وی یعنی آمس تریس قرار گرفته بود.

مرگ اردشیر
اردشیر یکم هخامنشی در سال ۴۲۴ پیش از میلاد در گذشت. به گفته مورخان در روز مرگ او، داماسپیا، همسرش نیز درگذشت. اردشیر و همسرش داماسپیا هر دو با هم در نقش رستم در کنار یکدیگر دفن شدند.

آرامگاه اردشیر اول و داماسپیا

اردشیر یکم پنجمین پادشاه از پادشاهان هخامنشی بود (بدون یه شمار آوردن گئومات) پادشاهی اردشیر را چهل سال و در برخی منابع 41 سال نوشته اند. به نوشته کتسیاس، اردشیر یکم 17 فرزند پسر داشت که فقط خشایارشا (دوم) تنها فرزند رسمی او از داماسپیا بود که پس از مرگش به سلطنت رسید.

2 1 رای
رأی دهی به این نوشته
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
0
اندیشه خود را به یادگار بگذارید!x