دین یشت

7 374

دین یشت یکی از یشت های اوستا می باشد. در اینجا دین به معنی تشخیص معنوی، یا روحانی می باشد. دین یشت دارای 17 فصل و 20 بند می باشد. تقریبا به طور قطع می توان گفت که در همۀ بخش های دین یشت در ستایش و عبادت اهورامزدا سخن به میان آمده است. جمله بندی های بی ورزن و بدون قافیه دین یشت سندی بر متاخر بودن آن است. اما فقط بندهای ششم تا سیزدهم، شباهت اندکی به یشت های قدیمی دارند که شاید از بند های بیست و هشتم تا سی و دو بهرام یشت الگو برداری شده است.

در دین یشت سخنان زرتشت با دانش را می بینیم، زرتشت از دانش درخواست دارد، که به پاهایش نیرو ببخشد، شنوایی او را افزایش دهد؛ به بازوان او قدرت بدهد، و او را چنان قدرت بینایی بدهد! (مانند قدرت بینایی اسب) چنان که در شب های تیره، هنگامی که باران از آسمان فرو می ریزد! حتی اگر تگرگ بر زمین فرو ریزد، اگر مویی از اسب کنده شده و بر زمین افتد، آن را باز شناسد.

سخنان رد و بدل شده میان زرتشت و دانش چنان زیبا و پر اُبهت است که گویی این سخنان شبیه به یک گپ زدن میان دو دوست است. در این بخش یه قسمتی از این گپ زدن گوش فرا می دهیم. در آن هنگام زرتشت در حالی که بر زمین نشسته است از جای خود بلند می شود و به بیرون از خانه خویش می رود و در هنگام ترک خانه به دانش می گوید:

” اگر تو پیش از من می روی چشم به راه من بمان،
و اگر از پشت من میایی به من بپیوند!
بیا تا آشتی کنیم!
همان گونه که همه راه ها را سرانجامی نیک است،
و همانگونه که می شود در کوه ها گذرگاه های خوبی پیدا کرد،
و از جنگل های پردرخت به آسانی گذشت،
و رودهای خروشان را به خوشی پشت سر گذاشت “

5 1 رای
رأی دهی به این نوشته
اشتراک در
اطلاع از
guest
7 نظرات
قدیمی ترین
تازه‌ترین بیشترین واکنش نشان داده شده(آرا)
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
0
اندیشه خود را به یادگار بگذارید!x