هفت گنج خسروپرویز

2 261

خسروپرویز یکی از قدرتمند ترین شاهان ایران در ساسانیان و کلا تاریخ ایران بوده اما خسروپرویز عجایب و هفت گنج عجیب و شگفت انگیز داشته که می خواهیم به آن بپردازیم:

گنج اول:

روزی روزگاری یک کشاورز طبق روز معمول خیش گاوآهن را برداشت و به مزرعه رفت و زمانی که غباز(همان خیش گاوآهن) را به زمین فرو کرد متوجه یک شیء سخت شد. سپس شروع به کندن کرد و به یک ظرف رسید؛اما نه یک ظرف معمولی بلکه یک ظرف پر از سکه طلا که رویشان اسکندر حک شده بود. کشاورز که می خواست حسن نیت خودش را به خسروپرویز نشان دهد این طرف را پیش او برد و وقتی خسروپرویز قضیه را فهمید دستور داد که همه آن زمین را بکنند و همه را بیرون بیاورند. صد کوزه نقره و طلا که مهر اسکندر بر آن حک شده بود، از خاک بیرون آمد. خسرو پرویز، این گنجینه را که یکی از عجایب هفت گانه کاخش بود، گرفت و یکی از کوزه ها را به کشاورز داد. گنج را در جایی از کاخ مخفی کرد و آن را «گنج گاو» نامید.

گنج دوم:

خسروپرویز طبق آداب و … موقع صرف غذا دستمالی داشت و دست و بال خود را با ان پاک می کرد و برای همین بسیار چرب و چیلی میشد ولی نکته عجیبش اینجا است که وقتی دستمال کثیف میشد آن را در آتش می انداخت تا تمیز شود!!و جالبتر اینکه دستمال تمیز می شد و نمی سوخت!! طبق نظرها جنس آن دستمال از پنبه کوهی بوده است.

گنج سوم:

تاج خسرو پرویز از مقدار زیادی طلا و مروارید ساخته شده بود. یاقوت های به کار رفته در تاج طوری می درخشید که به جای چراغ در شب از آن استفاده می کردند و یاقوت هایش همه جا را روشن می کرد. زمردهایش چشم افعی را کور می کرد. این تاج آنقدر سنگین بود که زنجیرهایی از طلا را از سقف آویزان کرده بودند و تاج را بر این زنجیرهای طلا بسته بودند، طوری که تاج به هنگام نشستن شاه روی سرش قرار بگیرد و سنگینی تاج را احساس نکند.

گنج چهارم:

یکی دیگر از عجایب بارگاه خسرو تخت طاقدیس اوست. شکل این تخت مانند طاق بود و جنسش از عاج و نرده هایش از نقره و طلا بود. سقف این تخت از زر و لاجورد بود. صور فلکی، کواکب، بروج سماوی، هفت اقلیم، صورت های پادشاهان، مجالس بزم و شکار، بر این سقف، حک شده بود. روی آن وسیله ای برای تعیین ساعت روز نصب شده بود. چهار یاقوت، هر یک به تناسب یکی از فصول سال دیده می شد.

گنج پنجم:

خسروپرویز قطعه طلایی اعجاب انگیز داشت که به طلای مشت فشار یا مشت افشار معروف بود. این قطعه طلا به اندازه مشت پادشاه و چون موم نرم بود. این قطعه زر به هر شکلی حالت می گرفت. این قطعه طلا را از معدنی در تبت برای خسرو استخراج کرده بودند و200 مثقال وزن داشت.

گنج ششم:

هنگامی که ایرانیان اسکندریه را محاصره کردند، رومیان ثروت شهر را در کشتی هایی نهادند تا به مکانی امن بفرستند، اما باد به جهت مخالف وزید و کشتی به سمت ایرانیان آمد. ثروت را به تیسفون بردند و «گنج باد آورد» می نامند.

گنج هفتم:

پادشاه ساسانی، شطرنج مخصوصی از جنس یاقوت و زمرد داشت که خیلی جالب و اعجاز انگیز است.



0 0 رای ها
رأی دهی به این نوشته
اشتراک در
اطلاع از
guest
2 نظرات
قدیمی ترین
تازه‌ترین بیشترین واکنش نشان داده شده(آرا)
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
0
اندیشه خود را به یادگار بگذارید!x