درباره نویسنده

بردیا

بردیا

راه در جهان یكی است و آن راه راستی است

مطالب مشابه

24 ديدگاه

  1. 1

    پریسا

    یکی از همان کسانی که پیش بینی شکست ایران رو کرد رستم فرخزاد بود که باعث نا امیدی تمام سپاه ایران شد و به جای تدبیر در جنگ کار رمل و اسطرلاب و ستاره روی آورده و گفت که ما نمی تونیم پیروز بشیم و اعراب مارو شکست میدند!

    که من با سپاهی به سختی درم
    به رنج و غم و شوربختی درم

    رهایی نیابم سرانجام ازین
    خوشا باد نوشین ایران زمین

    ، قبلاً خود را شکست خورده میداند و باید یکی از دلایل شکست هم رستم فرخزاد باشه

    پاسخ
    1. 1.1
      بردیا

      بردیا

      در کل نمی توان رستم فرخزاد رو به قصور متهم کرد در حالی که بزرگ مردی همچون فردوسی بزرگ او را با صفاتی مثل: “خردمند”، “جهاندار”، “پهلوان”،”باهوش”و… خطاب کرده است،

      که رستم بدش نام و بیدار بود / خردمند و گرد و جهاندار بود
      ستاره شمر بود و بسیار هوش / به گفتارش موبد نهاده دو گوش

      در مورد اینکه شما با خواندن شکست قادسیه مثل تمامی دوستان آزرده خاطر می شوید شکی نیست ولی عادلانه نیست که درمورد یکی از بزرگان ایران ننگ ناآگاهی بیالاییم در بیت بالا رستم فرخزاد سرانجام کار را با استفاده از علم نجوم میداند. اما همانطور که میدانید برای دفاع از کشور قدمی به عقب نمی نهد و حتی جان خویش را نیز فدا می کند.

      پاسخ
      1. 1.1.1

        هیچکس

        خیانت های رستم فرخزاد
        1. خود رستم فرخزاد با کشتن آذرمیدخت بنا به دلایل شخصی، به سقوط ساسانیان کمک کرد چرا که پوراندخت بسیار مدبر و کاردان بود چرا که در مدت کوتاه سلطنت کارای بسیاری برای بهبود وضع کشور انجام داد ولی کشته شدن پوراندخت و روی کار آمدن یزدگرد بی تجربه باعث پیروزی اعراب شد.
        2. رستم فرخزاد همچنین با کشتن فیروزان رقیب خود در رسیدن به سپهسالاری ایران دودستگی در ارتش ایران به وجود آورد.
        3. رستم از قبل پیش بینی شکست رو کرده و این روحیه نا امیدی رو به تمام سپاهیان و دربار و مردم انتقال داد و باعث شکست های سپاه های ایران در جنگهای مختلف شد.
        با تشکر

        پاسخ
        1. 1.1.1.1
          بردیا

          بردیا

          لطفا این نوشته را مطالعه نمایید
          رستم فرخزاد رازی

          پاسخ
  2. 2

    محمد

    سلام
    یکی دیگر از دلایل شکست. ساسانیان از اعراب میتونه شکست روم در سوریه باشه که با شکست سپاه رومی عملا اعراب تمام سپاهیان خودشون رو به جنگ ایرانیان فرستادند

    پاسخ
  3. 3

    شیدا

    سلام
    دلیل دیگه میتونه سقوط دولت حیره به دست خسروپرویز باشه که مطیع ایران بودند

    پاسخ
  4. 4

    مهدی

    هرچی بود تمام شد باید ایرانی جدید و قدرتمند ساخت به پشتوانه تجارب قبلی

    پاسخ
  5. 5

    نگران

    هر کشور یا هر حکومتی که بخشی از نیروهای جنگیش ،ماهیتی مزدوری باشد عاقبتی نکبت بار خواهد داشت، متاسفانه در ایران همیشه ترک ها وعرب ها بخشی از نیروی نظامی بوده واز همین ناحیه ایران آسیب جدی وهولناکی را تجربه کرده وحتی مغلوب آنها شده ( حکومت اعراب مسلمان وحشی وحکومت مغولها وگورکانیان و سلجوقیان وغزنویان و افغان ها

    پاسخ
  6. 6

    مهرداد

    با سلام…این رو بدونید که هر حکومتی یه روز به وجود میاد و یه روز از بین میره…اما علت شکست ساسانسان از اعراب:اینکه میگند لشگر ایران صد و بیست هزار نفر بوده و در مقابل تعداد سپاهیان عرب سی هزار نفر بوده کاملا دروغ است. در واقع سپاه اسلام آنقدر بزرگ بوده که نه تنها ایران بلکه قسمتهای زیادی از امپراطوری روم شرقی و حتی مصر هم به دست آنان افتاد.در درون حکومت ساسانان فساد وجود داشته پس چرا روم هم در بسیاری از جنگ ها از اعراب شکست خوردند!!؟ در واقع حکومت ساسانیان فاسد نبوده و علت شکست ایران از اعراب عوامل درونی و فساد درونی حکومت ساسانیان نبوده بلکه سپاه اعراب شدیدأ قدرتمند بوده و به راحتی ارتش عظیم ایران را شکست دادند…حتی اگر سپاهیان اعراب به چین حمله میکردند بعید نبود که چین را هم تصرف کنند …..

    پاسخ
  7. 7

    سهیل

    ایران دچار خشک سالی بلند مدتی بوده
    که برای اون زمان که دامداری و کشاورزی مهمتریت صنعت و دلیل قدرت نظام بوده
    چالشی برای ایران بوجود آمده بود که این امر بی تاثیر در ضعیف شدن و فقر ایران نبوده

    پاسخ
  8. 8

    *****

    دوستان بد نیست فیلم مرگ یزدگرد عالیجناب بھرام بیضایی را ببینید.

    پاسخ
  9. 9

    *****

    مدىر محترم لطفا نام فامیل منو منتشر نکن

    پاسخ
  10. 10

    میثم .

    سلام خسته نباشین.
    اول اینکه:
    من خوندم چند جا که پهلوان رستم فرخزاد به
    یزدگرد ساسانی میگه که بهتره با اعراب مزاکره کنیم.
    و جزیه بهشون بدیم.اما
    یزدگرد قبول نمیکنه و میگه فقط جنگ.
    دوستان اگه یزدگرد به حرف پهلوان نامی ایران گوش داده بود.
    مطمئن باشین که سلسله ساسانیان زیر سم اعراب نابود نشده بود؟
    و بعد از جنگ و حمله اعراب چه جنایت هایی که در ایران
    شد. زنان ایران رو به بازارها بردن و فروختن. و مردان ایرانی رو در جنگ ها و حمله ها سر بریدن.
    و وقتی اعراب شهر های آباد و زیبای ایران رو دیدن
    از تعجب شاخ در اوردن. و شهر های ایران رو در حمله های بی شمارشون نابود کردن‌.
    و دوم اینکه::
    و یکی هم اینکه اگه چینی ها به کمک فرزندان یزدگرد که در چین بودند میرفتند و به درخواست
    فرزندان یزدگرد اهمیت می دادند
    مطمئن باشید ایران شکوه خودشو بدست می آورد.

    و حالا به ایران فعلی که نگاه میکنیم. فحشا و فقر و بیکاری و اعتیاد و ایدز گریبان ایران رو گرفته.
    و ایران عزیزمون به تاریخ هزارو چهارصد سال پیش سقوط کرده؟
    ایران فعلی پر از فقر و نکبت و فحشا شده؟
    دوستان بیدار بشید و نگذارید دختران و جوانان رو
    تن فروش کنن. نگذارید بیش از این ایرانی رو
    بی غیرت کنن.
    نگذارید ایران نابود بشه؟

    پاینده ایران
    پاینده ایران و ایرانی

    پاسخ
  11. 11

    میثم

    سلام خسته نباشین.
    اول اینکه:
    من خوندم چند جا که پهلوان رستم فرخزاد به
    یزدگرد ساسانی میگه که بهتره با اعراب مزاکره کنیم.
    و جزیه بهشون بدیم.اما
    یزدگرد قبول نمیکنه و میگه فقط جنگ.
    دوستان اگه یزدگرد به حرف پهلوان نامی ایران گوش داده بود.
    مطمئن باشین که سلسله ساسانیان زیر سم اعراب نابود نشده بود؟
    و بعد از جنگ و حمله اعراب چه جنایت هایی که در ایران
    شد. زنان ایران رو به بازارها بردن و فروختن. و مردان ایرانی رو در جنگ ها و حمله ها سر بریدن.
    و وقتی اعراب شهر های آباد و زیبای ایران رو دیدن
    از تعجب شاخ در اوردن. و شهر های ایران رو در حمله های بی شمارشون نابود کردن‌.
    و دوم اینکه::
    و یکی هم اینکه اگه چینی ها به کمک فرزندان یزدگرد که در چین بودند میرفتند و به درخواست
    فرزندان یزدگرد اهمیت می دادند
    مطمئن باشید ایران شکوه خودشو بدست می آورد.

    و حالا به ایران فعلی که نگاه میکنیم. فحشا و فقر و بیکاری و اعتیاد و ایدز گریبان ایران رو گرفته.
    و ایران عزیزمون به تاریخ هزارو چهارصد سال پیش سقوط کرده؟
    ایران فعلی پر از فقر و نکبت و فحشا شده؟
    دوستان بیدار بشید و نگذارید دختران و جوانان رو
    تن فروش کنن. نگذارید بیش از این ایرانی رو
    بی غیرت کنن.
    نگذارید ایران نابود بشه؟

    پاینده ایران
    پاینده ایران و ایرانی

    پاسخ
  12. 12

    سارا

    خيلي خوب بود كه منبع را هم معرفي ميكريد.
    مطلب كاملا كپي شده از كتاب دكتر زرين كوب.

    پاسخ
    1. 12.1
      بردیا

      بردیا

      درود
      و ضمن اینکه این نوشته ها برگرفته از چندین کتاب می باشد.
      کتاب ده هزار ساله ایران – دکتر عبدالعظیم رضایی
      هزاره های گمشده – پرویز رجبی
      تاریخ طبری

      پاسخ
  13. 13

    مهدی

    مهرداد جان اعراب قدرتی نداشتند
    خسروپرویز جنگهای بی ثمر با روم شرقی که ۲۷ سال طول کشید
    و دلیل اصلی کشتن شاه حیره باعث شد اعراب بر ایران پیروز شدند وگرنه ایران خیلی راحت می تونست عربستان تصرف کنه و زیر سطله ش بگیره
    روم شرقی با اعراب جنگ نکرد بلکه صلح کرد
    اگر روم شرقی و امپراطوری ساسانیان به جای جنگ باهم متحد میشدند و به اعراب و ترکها حمله میکردند قطعا هیچ کشوری جرات نداشت به ایران حمله کند

    پاسخ
  14. 14

    جعفر مبرا

    تاریخ شهادت میدهدکه هر حکومتی که از مردمش فاصله بگیرد و صدای مردم را نشنود محکوم به شکست و نابودی است. و ایران در زمان حمله اعراب چنین وضعیتی داشت که بازنده اصلی مردم و کشور ایران بود

    پاسخ
    1. 14.1

      شایان

      شاید ایران اینچنین وضعیتی داشته است (که نداشته است)، سایر کشورهای فتح شده نیز آیا این وضعیت را داشتند؟ آنها چرا مغلوب می شدند؟

      پاسخ
  15. 15

    محمد

    سلام. تمام دلایلی که ذکر شده درسته.
    اماااا اصلی ترین دلیل این بوده که به اعراب گفته شده بود که چه بکشین و یا بمیرین بهشت منتظر شماست.

    پاسخ
  16. 16

    شایان

    با سلام
    مطمئنا عواملی که ذکر شد دلیل اصلی پیروزی اعراب بر ایرانیان نبودند. اگر دلیل پیروزی اعراب نابسامانی داخلی ایران بوده پس اعراب چگونه مصر و شام و اسپانیا و فرانسه و جنوب ایتالیا را فتح کردند. آیا در تمام این مناطق ضعف دولت مرکزی و جدایی از مردم اتفاق افتاده بود. طبیعتا نه خیر.
    اگر به لیست این کشورها نگاهی بیندازیم انواع حکومت های مرکزی ضعیف و قوی و با ارتشیان نیرومند را می بینیم که در برابر حمله اعراب شکست خوردند. پس چیزی که عامل فتوحات اعراب بود ارتباطی به کشورهای حمله شونده نداشته چون انواع حکومت ها و کشورها را شاهدیم. نیروی نظامی اعراب هم نبوده چون نیروی نظامی ایرانیان و رومیان بسیار فراتر از از اعراب بوده است. تنها چیزی که عامل اصلی غلبه و فتوحات باقی می ماند خوی وحشیگری و نبرد بی محابا و قول غنائم به اعراب در برابر رزم آوران کشورها و اقوام مختلف بوده است. مشابه این مورد در برهه های مختلف تاریخی دیده شده است. وایکینگ ها جنگاورانی با خوی و حشی ولی فاقد اصول اولیه رزم بودند که در اغلب نبردها با لشگریان اروپایی به پیروزی می رسیدند |(ادامه دارد)

    پاسخ
  17. 17

    امیر

    ای کاش شکست نمیخوردیم تا الان مجبور نباشیم این اخوندارو تحمل کنیم وضع الانه ماهم مثله زمانه ساسانیه ضعیف از هرنظر

    پاسخ
    1. 17.1

      محمد

      **** درطول تاریخ وجود داشتن درتمام کشورهاوادیان مواردی که باعث فروپاشی امپراتوری بزرگ ایران شد همان اختلاف بین سران ارتش وحکومت مرکزی برای رسیدن به قدرت وثروت بیشتر واختلاف طبقاتی بین اقشار جامعه ازلحاظ مالی بود کشورهای حاشیه ی خلیج همیشه فارس هیچ زمانی جنگجو نبودن ونیستند به جز عراق که درگذشته قسمتی ازایران بوده که صدام بادست خود نابودش کرد

      پاسخ
  18. 18

    پاپک

    به رای من، شکست ساسانیان از اعراب نه به فرنودها و چیم های (دلایل) بالا که به چیم های زیر بوده است:
    1. دسیسه چینی های پیشین پَدیرَگ خسروپرویز و تلاش برخی درباریان برای شوراندن پدر خسروپرویز بر شاهزاده (خسروپرویز) که به دور شدن خسروپرویز از پایتخت (تیسپون) و ماندن او در آدورپایگان (آذربایجان) می انجامد و زمینه برای سپه خیز بهرام چوبین و تَروینش (اشغال) پایتخت فراهم می شود.
    2. زَسپان (خطا) خسروپرویز در یاری گرفتن از روم برای بازپس گرفتن تاج و تخت و پدیریفتن (تقبّل) همسری مریم دختر پادشاه روم
    3. هستی دشمن خانگی، شهبانوی نخست در زمان خسروپرویز دارای تبار رومی بود و دخت پادشاه روم بود که سرانجام فرزند بزرگ خسرو است که با یک سپه خیز خسروپرویز را به زندان افکنده و همه شاهزادگان را در پیش چشمان پدر زندانی می کشد و خسرو را نیز به دست پسر کوچک او، فرزندی از شیرین ایرانی تبار، از پای درمی آورد. با این کشتن ها، دربار ایران که پیشتر نیز دچار ناهمدلی و ناهمرنگی بود، بیشتر با دشواری دست به گریبان می شود، آنچنان که هیچ پادشاهی به اَماوَندی (اقتدار) خسروپرویز تا پایان فرمانروی ساسانیان بر سر کار نمی آید.
    4. برخی درباریان و سرداران و کسان دیگر چون موبدان که پیوند میان بدخواهان “ساسانیان” (“ایرانیان”) و دشمن دیرینه (روم) را با دَم دزدی (جاسوسی) و سخن چینی فراهم می سازند. سلمان فارسی شاید یکی از این ها باشد که پول داشته و نخست به سوی شام (روم) می رود و از آن جا به بیابان حجاز رهسپار می شود. او دانش جنگاوری داشته (در جنگ خندق دانش جنگی ایرانیان، “کندَگ” را برای پاسداری از مدینه پیشنهاد می کند) و زبان های گوناگونی را بایستی می دانسته است، ویتار (مسیر) او به سوی روم چندان چیمگواگ (منطقی) اَبد نمی سَهَد (به نظر نمی رسد). با به یاد داشتن بندهای 3-1، برخی موبدان زرتشتی و موبدزادگان و فرزندان سرداران می توانند در این گروه جای بگیرند. موبدان زرتشتی بدخواهِ ساسانیان بر خسروپرویز که هر دو همسرش دین ترساگان (مسیحیان) را داشتند، خرده می گرفتند و ناخوشنود بودند که بهانه ای بیش نبود، چون دین های گوناگون (بودایی، ترساگی، موسوی، میترایی، و …) در ایران ساسانی آزاد بودند و پادشاهان ساسانی خود را پیرو پادشاهان هخامنشی می دانستند و به آزاداندیشی کوروش نخستین پادشاه هخامنشی باور داشتند. سرزمین حجاز سرزمین اعراب است و اعراب پیشتر در زمان شاپور دویُم (دوّم) به سرکردگی فیلیپ عرب و والرین پادشاه رومی بر ایران شوریده بودند که به شکست سخت خودشان و گرفتاری هر دو سرکرده بیگانه انجامید. اعراب حجاز دست نشاندگان روم بودند و با انگیزش آنان به ایران و ایرانیان می یوریدند.
    5. اعراب حجاز خوی بیابانی و تندی داشتند. ریگ های داغ و آبهوای خشک و سوزان، آنان را ددمنش بار آورده بود چنان که پیش از اسلام نیز دختران خود را زنده به گور می کردند، از همدیگر دزدی می کردند، دختران دیگر گروه های عرب را به یغما می بردند و ماه های سال را به ماه های حلال و حرام بخش کرده بودند که دست کم در ماه های حرام با هم نجنگند. آنان بیشتر دزدی و یا دامداری می کردند و کمتر کشاورزی می کردند. چنین شیوه زندگی از آنان جنگجویانی ددمنش ساخته بود. همین برای چیره شدن بر هر دشمنی که فرهنگ و زندگی بالایی داشته باشد، به گواه داستان (تاریخ) می بَسَندَد. یورش چنگیزخان مغول و تیمورخان گورکانی که بیابانگردانی بیش نبودند نیز ایوینَگی (وضعیّتی) مانند یورش اعراب دارد. یورش آلمان هیتلری پس از شکست سخت آلمانی ها در جنگ گیهانیگ ( جهانی) نخست نیز به ناداری و سختی زندگی آنان انجامیده بود. ایرانیان بیشتر در ده ها و روستاگ ها (شهرها) به سر می بردند و دامپرور و یا کشاورز و یا بازرگان و پیشه ور و هوتُخش (صنعتگر) بودند. بند شوشتر بزرگترین بازمانده هوتُخشیشنیگ (صنعتی) و دانشگاه بزرگ گوندی شاهپور (مجموعه شاپور) و دیگر ابزار ساخته شده ساسانی همه از فرهنگ و توانمندی و هنرورزی بالای ایرانیان سخن می گویند. اعراب با پول آشنایی نداشتند و در ایران ساسانی پول هایی زررین زده می شد.
    نکته: برخی می گویند که ایرانیان از ستم پادشاهان ساسانی و تباهکاری موبدان زرتشتی خسته شده و به اعراب که سخن نوینی از برابری و برادری را بر زبان داشتند، گرایش یافته و به آنان پیوستند. این سخن نادرست است، چون:
    1. بازمانده ها و داشته های ایران ساسانی و همین شکست آنان از اعراب (بند 5 در بالا) گواه بر این است که ایرانیان از زندگی بهتر و آرامش بسنده در زندگی برخوردار بودند. بسنده است که به نمایشگاه های ابزار به جای مانده از آن زمان نگاهی کنید تا خود لب بگشایید و به نیاکان ایرانی خود آفرین و دست مریزاد بگویید. واژه ایراک، و یا به رای من، آراگ (آسیاب) نام سرزمین عراق بوده است که میان رودان در آن جای داشته است، سرزمینی بسیار بارخیز و زرگون که خاستگاه گندم نیز بوده و دو رود دگلگ (دجله) و فرات در آن همواره روان بوده اند و برای همین نیز آسیاب های آبی بسیاری در آن جا بودند (سرزمینی مانند هلند در آن زمان) که اعراب بر پایه داستان (تاریخ) طبری (نویسنده عرب تبار) بسیار از ایرانیان را کشتند و آن آسیاب ها به خون ایرانیان چرخیدند.
    2. برخی واژگان به جای مانده از زمان ساسانیان به خوبی نشان می دهند که ایرانیان از فرهنگ و آسایش بالایی در آن زمان برخوردار بوده اند: واژه “اَپیدَگدار” به نگهبان جانوران گم شده گفته می شده است.
    3. مردم در ایران ساسانی در گزینش دین و آیین زندگی آزاد بودند و ترساگی (مسیحیّت)، میترایی، موسوی، و زرتشتی همه آزاد بودند. ایز (حتّی) زمانی مزدکی و مانوی نیز آزاد بودند. این بند به تنهایی دو چیز را نشان می دهد: دین اسلام نیز می توانست بی جنگ و خونریزی در ایران پیروانی بیابد/ نیابد. دویُم این که موبدان زرتشتی دست کم باید هستی دیگر ادیان را تاب می آوردند که گاهی پادشاهی از مزدک و مانی پشتیبانی نموده و گاهی نیز همسرانی ترساگ برمی گزیده است.
    4. برخی واژگان از دشمنی میان ایرانیان و اعراب سخن می گویند. برای نمونه، واژه پارسی پهلوی “کَنیز” و “کَنیزَک” که دارای چیم های “دختر جوان” و “دخترک” می باشند، با یورش اعراب و چیرگی آنان بر ایران چیم واسپوهر (اصلی) خود را باختند و چیم “چاکر مادینه” را به خود گرفتند که داد (حقّ و حقوق) آنان به اندازه نیم زن آزاد (زن عرب تبار) می باشد. اعراب پیروز می توانستند پدران و برادران و مادران این دختران و دخترکان بینوا را کشته و به زور و با همان ددخویی و ددمنشی پلیدشان با آنان همخوابگی نمایند، آنچنان که با دختر پاپک خررمدین نیز پس از دویست و بیست و سه سال و اندی رفتار کردند و با سرفرازی؟؟؟ برای آن داستان (تاریخ) هم نوشتند. در برابر، ایرانیان و چه بسا همان کنیزان و کنیزکان نیز واژه “خوخ” را به جای “هلو” برای اعراب یورشگری پیشکش کردند که زندگی شیرین و آرامش پیشین و جوانی آنان را از آنان ربودند. هلو میوه شیرین و آبدار درختان میوه هسته دار در کوستَگان (مناطق) سردسیری است که زود تباه می شود و اعراب تنها پس از چیرگی بر کردستان و آدورپایگان و هگمتانه و شاید سپاهان با آن آشنایی یافتند . در آدورپایگان “خوخ/ خیخ” به چیز پلید و هیخر (مدفوع) گفته می شود. واژه “سیزدَگ به دَر” دارای چیم (معنی) “استبداد به در” است که برای هماهنگی سالانه در روزهای آغازین سال و در جنگ با تَروینیتاران (اشغالگران) عرب تبار برای نامیدن آیینی نوروزی به کار گرفته می شده است و به اعراب گفته می شده است که “سیزده به در” برای سوزاندن شومی مَرَگ (عدد) سیزده در نزد اعراب برپا می شود.
    5. نوشته های داستانیگ (تاریخی) داستیتاران (مورخین) عرب تبار چون طبری، و نشانگان (آثار) به جای مانده از آن روزگاران گواهی بر پایمردی شیرزنان و شیرمردان و کودکان ایرانی است. بسنده است که به دژ پاپک خررمدین بروید تا به جان دریابید که آن بزرگ مردمان داستان ایران زمین تا چه اندازه به ایران خود مهر می ورزیدند که برای همین دوشارَم (عشق) زمستان های بسیار سرد را بر فراز کوهستان ها با خانواده های خود و نوزادانشان سپری کردند تا بتوانند در برابر یورش دشمن موستَبَرماند (متجاوز) ایستادگی کنند.
    6. سرانجام این که چه کسی باور دارد که اگر مردمی (آدمی) هر چند نیکخواه به خانه ما یورید و تاخت، برای نیکخواهی و یاری کردن باید مردمی را به تیغ و نیزه و تیر و کمان بکُشد؟ آیا بهشت زوری است؟ همین واژه “بهشت” واژه ای پارسی پهلوی است که بسیار پیشتر ایرانیان به آن باور داشتند و به “پندار و گفتار و کردار نیک” باورمند (معتقد) بودند. کسی که برای آزاد کردن مردم بیاید: 1. به زور و پَدیرَگ (علیه) مردم نمی آید؛ 2. جان و داشته های آنان را به زور نمی گیرد که هیچ، به خود آنان برمی گرداند که از آن آنان است و فرش زربفت بهارستان را با آزمندی چهل تکه نمی کند که برای خویش بهره ای بردارد. 3. ارزیگ تر (مهمّتر) این که از چه آزاد بکند؟ مردم ایران که آزاد می زیستند. 4. خود را سیّد و سیّده (سروَر) و ایرانیان آزاد شده را بنده، برده، کنیز و کنیزگ نمی شمارد: به رَستینَگ (سریال) “مختارنامه” خوب نگاه کنید که زنان و مردان ایرانی بنده زن مختار هستند و در کشتزار به کار واداشته شده اند و چاکر عرب تبار خانه از زن مختار با پافشاری می خواهد که رنج نکشد و کاری و یاریی نکند. 5. مردم آزاد شده؟ را به زور وادار کند تا باور او را باور کنند و یا گَزیتَگ (جزیه) بپردازند؟ فرمان روایانی دیگر از آن مردم آزاد شده؟ و از تبار خود بر آنان نمی گُمارد.

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی حقوق این تارنما (محتوا و عکس و پوسته) متعلق به "تاریخ پارسی" می باشد و استفاده از آنان در سایت های دیگر طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه غیر قانونی بوده و پیکرد قانونی دارد.