اردشیر بابکان موسس سلسله ساسانی

0 160

اردشیر بابکان ( زادگاه، نسب و جد او )
اردشیر بابکان جوان‌ترین پسر بابک، روحانی بلندپایهٔ نیایشگاه آناهیتا، در شهر استخر بود. استخر شهری بود که پس از سقوط هخامنشیان و شهر پارسه به‌دست اسکندر مقدونی، در کنار آن پدید آمده‌ بود. پاپک یا بابک پسر فردی به نام ساسان بود. سلسله ای که اردشیر بعدها پس از پیروزی هایش بنیاد نهاد، به دلیل احترام به نیای خود به نام پدربزرگ او ساسانیان نام گرفت.
مادر اردشیر نیز رودَگ نام داشت و دختر فرمانروای محلی پارس بود. ساسان در زمان پادشاهی بلاش چهارم اشکانی احتمالاً فرمان‌روای استان پارس بوده‌ است. کسان ساسان پارسی بودند و به لهجه از زبان پارسی سخن می‌گفتند که اختلاف ناچیزی با زبان پارتی (زبان شاهان اشکانی) داشت. همسر ساسان بانویی بود به نام رام‌بهشت یا دینگ، از خاندان بازرنگی، که حکومت محلی سرزمین پارس (شیراز امروزی) را، در دست داشتند.

گوچهر فرمانروای سرزمین استخر که از خانواده بازرنگی بود، در دوره‌ای منصب دژبانی (ارگ‌بذی) شهر دارابگرد را به اردشیر بابکان سپرد. بابک، پدر اردشیر، موفق شد در سال ۲۰۵ میلادی گوچهر را از سمتش برکنار کند و از اردوان پنجم، شاهنشاه اشکانی بخواهد تا شاپور، پسر مهتر خویش را فرمان‌روای شهر استخر کند. بابک پدر اردشیر و شاپور، کمی پس از آن درگذشت و شاپور پسر بزرگتر اردشیر حاکم استخر شد. اردشیر پاپکان از سال ۲۰۶ تا ۲۴۱ میلادی، فرمان‌روای شهر استخر بود. اردشیر که بلندپرواز و مصمم در امور کار بود، فرمان‌روایی برادر را نپذیرفت و قصد نبرد با وی را کرد اما داستان مرگ شاپور برادر اردشیر را بدین گونه آورده اند که وی در طی جنگ با برادر خود یعنی اردشیر،به هنگام حمله بر دارابگرد، به خانۀ ویرانی وارد شد. اما هنوز چیزی از ورودش به آن جا نگذشته بود که ناگهان سنگی از سقف بر روی وی افتاد و او را کشت. با مرگ ناگهانی شاپور، اردشیر بدون آن که نگران رقیب خود باشد، زمام کارها را در دست گرفت و در پی آن اردشیر فرمانروای استخر شد.

به حقیقت پیوستن آرزوی بزرگ
اردشیر بابکان پس از فرمانروایی استخر خود را «اردشیر پنجم پارس» ملقب ساخت. و در آغاز کار خویش با طایفهٔ بازرنگی به ستیز برخاست و سپس تصمیم گرفت که بلاش شاه اشکانی را که آن زمان بر شرق کشور فرمان می راند(در اواخر حکومت اشکانیان سرزمین غرب توسط اردوان پنجم و سرزمین های شرق توسط بلاش ششم اداره میشد) از میان بردارد.

جنگ های اردشیر بابکان
اردشیر با سپاهی که قبلا متعلق به پدرش یعنی بابک بود، به سمت کرمان حرکت کرد. اردشیر در مدت کوتاهی توانست کرمان را تصرف نماید و فرزند خویش را که او نیز اردشیر نام بود، به حکومت آن ایالت منصوب کرد. پایتخت کرمان به اعتبار نام وی شهرِ خوابِ ارشیر نامیده شد که تازی ها پس از فروپاشی و از دست رفتن امپراتوری با شکوه ساسانی، آن را بردسیر نام دادند. اردشیر پس از تصرف کرمان متوجه نقاط دیگر ایران شد و پس از آن سلسله نبردهایی با فرمانروایان محلی ایالات خوزستان، اصفهان و چند شهر دیگر که تحت فرمان اشکانیان بودند، کرد و توانست بر آن نقاط مسلط گردد. زمانی که خبر پیروزی های پی در پی و آسانِ اردشیر بابکان به گوش اردوان پنجم رسید، شهریار اشکانی آهنگ سرکوبی وی کرد و بدین ترتیب بود که سپاه اشکانیان به سوی اردشیر بابکان رهسپار شد.

نبرد اردشیر بابکان با اردوان پنجم، نبرد هرمزگان
اشکانیان در طی دو نبرد بزرگ و پیاپی نخستین از اردشیر شکست خوردند ولی در جنگ سوم و سرنوشت ساز اردوان خود به شخصه فرماندهی سپاهیان پارتی را بر عهده گرفت، دو سپاه در سرزمین هرمزدگان واقع در خوزستان به هم رسیدند و دو سپاه دربرابر هم صف آرایی کردند.

جنگی کاملا ایرانی، اردشیر در مقابل اردوان


در این جنگ سپاه اردشیر تماما سواره نظام بودند ولی در مقابل سپاهیان اشکانی دارای پیاده نظام و سواره نظام بودند که تعداد نفرات آنان به بیش از 20 هزار تن می رسید . سپاهیان دو طرف کتخاصم پس از صف آرایی اولیه بلافاصله پس از نواخته شدن شیپور های جنگی به سوی یکدیگر تاختند.

جنگ وحشتناکی بین دو طرف درگرفت و سپاهیان دو طرف هر دو با شجاعت می جنگیدند ولی پس از چندین ساعت جنگ بین طرفین، اردوان که همانند یک سرباز عادی شمشیر میزد شخصا در میدان جنگ حضور داشت، به ناگهان در میان بُهت سربازان پارتی در اثر اصابت تیری کشته شد و سپاه اشکانی که فرماندۀ سپاه خود و همچنین پادشاه خود را کشته شده می دیدند روحیۀ خود را به کلی باختند. اردشیر و سپاهیانش که پیروزی را جلوی چشمان خود می دیدند بر فشار خود افزوده و سرانجام توانستند شکست بسیار سنگینی بر سپاه اشکانیان وارد آورده و آنان را وادار به هزیمت کنند. این نبرد در سال ۲۲۴ میلادی در گرفت و با پیروزی اردشیر بابکان پایان پذیرفت. در سال ۲۲۶ میلادی هم کتسپون(تیسفون) پایتخت پادشاهان اشکانی به دست اردشیر افتاد.
در یکی از کتیبه های نقش رستم، اردشیر بابکان دیده می شود که در حالی که سوار بر اسب کوه پیکر خود است، فره ایزدی را که نشانۀ پادشاهیست، از اهورامزدا دریافت می نماید. در همین کتیبه بلاش و اردوان در نهایت خواری به زیر پای اردشیر افتاده اند. خط های برجستۀ پهلوی و یونانی این کتیبه توسط سیلوِستِر دو ساسی فرانسوی خوانده شده است. با شکست و قتل اردوان پنجم، زمام پادشاهی ایران در کف اردشیر بابکان قرار گرفت. اما در آن تاریخ هنوز بخش هایی از ایران یعنی گرجستان و ارمنستان تحت نفوذ و تسلط اردشیر در نیامده بود.


جنگ اردشیر بابکان با روم (نخستین رویارویی امپراطوری روم با سپاه نوظهور ساسانی)
در اواخر دوران پادشاهی سلسله اشکانیان جنگ با امپراتوری روم و ناجوانمردی رومیان و تلافی شکست های ایران یکی از اصول عقاید آزادگان این کشور را تشکیل می داد. اردشیر بابکان با توجه به وجود این تمایلات، به بهانه نبرد با روم با تشکیل دادن ارتشی بزرگ که نفرات آن را سربازان زبده تشیل می دادند، از رود فرات گذشت. الکساندر سِوِرُس امپراتور جدید روم نیز با ارتشی جنگ دیده به مقابله با اردشیر شتافت.

توهین امپراتور روم به اردشیر و سپاهش
امپراتور الکساندر سورس در ضمن حرکت به سوی ایران، سفیری را نزد اردشیر بابکان فرستاده به وسیلۀ او پیغام داد که جنگ با ارتش روم و لژیون های جنگ دیده آن همچون نبرد با وحشیان و صحراگردان نیست، و پادشاه ایران همواره شکست خود را از تراژن (جنگی که ایرانیان در زمان اشکانیان از رومیان شکست خوردند) در مد نظر داشته باشد. اردشیر در جواب او ۴۰۰ تن از بهترین سربازان سنگین اسلحه خود را با تجهیزات کامل به اردوی الکساندر سِوِرُس فرستاد و به وسیلۀ آنان، به امپراتور روم گفت که”رومیان متجاوز و پیمان شکن باید کشورهای به دست آمده در آسیای صغیر(ترکیه امروزی) را به ایرانیان یعنی صاحبان اصلی و وارثان حقیقی آن ها بازگردانند و خود به همان اروپا قناعت کرده و دست از سر مردم آسیا بردارند”. امپراتور روم پس از شنیدن پاسخ اردشیر بابکان فرستادگان ایرانی را به زندان افکند و آمادۀ جنگ شد.

نقشه بزرگ رومیان در هم شکست!
امپراتور روم ارتش خود را برای زمین گیر کردن ایرانیان به سه دسته تقسیم کرد و آن ها را برای حمله به آذربایجان، تیسفون و بخش های مهم ایران گسیل داشت. اردشیر نیز با تدبیر و درایت خود تواست هر سه سپاه را شکست دهد در این دوره از جنگ های ایران و روم در مجموع 60 هزار تن از رومیان در جنگ با ارتش ایران کشته شدند و بیشترین کشته ها را ستون جنوبی داده بود یعنی سپاهی که ماموریت داشت تا تیسفون را مسخر سازد.

شکست رومیان از سپاه ساسانی در همه جبهه ها

در نتیجه ارتش ایران توانست شهر-دژ های مستحکمِ نصیبین و حران را در سال ۲۳۲ میلادی به تصرف در آورد. اردشیر بابکان همچنین به شهرهای مستحکم دیگر بین النهرین یعنی هترا و اُدِس نیز حمله کرد ولی این دو شهر مستحکم با توجه به برج و باروی مستحکم خود پایداری ورزیده و از نفوذ ارتش ایران به شهر جلوگیری به عمل آوردند و این دو شهر در دست رومیان باقی ماند. اردشیر سپس به ارمنستان لشکر کشید و خسرو پادشاه ارمنستان را به از میان برداشت و در نتیجۀ این عمل ارمنستان ضمیمۀ ایران شد.


تاجگذاری اردشیر بابکان
به سال ۲۲۶ میلادی اردشیر رسما تاج کیانی بر سر گذاشته و به طور رسمی پادشاه ایران شد. اردشیر برادر زادۀ یا دختر عموی اردوان پنجم را به همسری برگزید. روایاتی توسط مورخان ایرانی و تازی دربارۀ این وصلت نقل شده است که شبیه به افسانه می ماند.

اردشیر بابکان در معبد آناهیتای پارس تاجگذاری کرد. همانجایی که جدش ساسان موبد بزرگ آن بود و جایی که 410 سال بعد، یزدگرد سوم آخرین پادشاه ایران باستان در همان جا تاج بر سر نهاد.

تشکیل اتحادیه بزرگ خاندان اشکانیان بر ضد ساسانیان
اما شکست اردوان و به پادشاهی رسیدن اردشیر عکس العملی به وجود آورد و موجب شد تا برای جبران شکست اشکانیان، اتحادیۀ قدرتمندی بر علیه اردشیر ایجاد گردد. سلسله جنبان این اتحادیه؛ خسرو اول پادشاه اشکانی ارمنستان بود که خود نسبش به خاندان اشکانی می رسید. خسرو گذرگاه های قفقاز که در دست ایرانیان بود را باز کرد و سکاییان را به یاری خواست. رومیان نیز برای تلافی شکستشان از اردشیر، پشتیبانی و کمک خود را اعلام کردند. و همچنین پادشاه نیرومند کوشان، که اعضای خانوادۀ اردوان به دربار وی پناهنده شده بودند، ارتش خود را برای یاری این اتحاد گسیل داشت. از میان خاندان های بزرگ پارت تنها خاندان قارن در اقدام بر علیه اردشیر شرکت کرد و بقیه سر به فرمان پادشاه تازه نفس نهادند. و بیم آن می رفت که متحدان قدرتمند اردشیر و سپاه ساسانی را شکست دهند ولی همانطور که گفته شد او توانست با تدبیر و توانایی های بی نظیر نظامی خویش، رومیان و خسرو پادشاه ارمنستان و دیگر متحدان را شکست دهد.


اردشیر بابکان در نقش معمار
اما از آن جا که استخر به لحاظ وسعت درخور اقامت شاهنشاه بزرگ ساسانی تازه نبود، اردشیر بابکان مانند اشکانیان شهر تیسفون را که در کنار رود دجله بود را، به پایتختی انتخاب کرد. از جمله بنا های مهمی که توسط اردشیر بنیاد نهاده شد می توان از شهر اردشیر خوره، ریوارد و شیرورام اردشیر نام برد که هر سه در سرزمین پارس واقع شده بودند. همچنین شهر باستانی مِسِنِ(کرخای میشان) که استرآباد اردشیر نامیده می شد، از نو آباد و پرشکوه گردید، و نیز شهر وهیشت آباد اردشیر که در زمان اعراب تازی به نام بصره معروف شد. اردشیر پادشاهی باتدبیر و آبادگر بود. در دوران پادشاهی او مردم در آسایش و رفاه زندگی می کردند و همه جای ایران آرامش و سکون حکمفرما بود. از جمله آنکه برای شادی دل های مردم و به ویژه روحانیان و مغان، دین زرتشت را در سراسر کشور رسمیت بخشید. در اجرای این کار، دستور داد آتشکده های خاموش ایران را از نو روشن سازند. همچنین موبد موبدان بزرگه روحانیان زرتشتی را مقامی بلند داد تا با اتکا به دین کهن ایرانیان، نیرو و قدرت پادشاهی را افزون سازد. به فرمان اردشیر، کتاب مقدس اوستا که جمع آوری آن از زمان بلاش یکم اشکانی آغاز شده بود، مرتب و منظم شد. در کل اقدامات اردشیر را می توان به شرح زیر خلاصه کرد:

۱. تقسیم کردن مردم به طبقات مختلف، مشخش کردن حداقل معیشت برای هر طبقه و جلوگیری از تجمل و تفنن بیهوده.
۲. احیای سپاه جاویدان که در زمان هخامنشیان وجود داشت.
۳. توجه ویژه به امنیت کشور توسط مامورانی که از مرکز به ایالات مختلف کشور فرستاده می شدند.
برخی از مورخان بر این باورند که اردشیر بابکان پس از تصرف کرمان و خوزستان و نقاط دیگری چوم مکران و باختر، خراسان و توراو، به هند لشکر کشید و تا پنجاب پیش رفت. این مطلب به وسیلۀ سکه هایی تایید می گردد که در این اواخر به یافت شده و صورت آتشکده ای بر روی آن ها نقش شده است.

مرگ اردشیر بابکان
اردشیر اندک زمانی پیش از مرگ، شاپور اول فرزند خویش، را جانشین خویش ساخت و تاج پادشاهی را به دست خود بر سر وی نهاد. اردشیر در سال ۲۴۰ میلادی درگذشت. پادشاهی اردشیر ۱۴ سال بود.

سرچشمه
شاهنامه
ویل ذورانت

0 0 رای ها
رأی دهی به این نوشته
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
0
اندیشه خود را به یادگار بگذارید!x