جنگ پلاته

0 57

نبرد پلاته، جنگی بود بین ارتش ایران و یونانیان. این جنگ در زمان خشایارشا اتفاق افتاد و شرح این نبرد به این ترتیب است:
پس از شکست نیروی دریایی ایران در سالامیس، مردونیه (ماردینیوس) سردار ایرانی خشایارشا همانطور که خودش اصرار شدیدی بر ماندن در یونان داشت، با ۳۰۰ هزار تن نیرو در اروپا و در سرزمین یونان ماند و با سماجت بسیار خشایارشا را راضی کرد که به ایران بازگردد و به او قول داد که تمام یونان را فتح کرده و به زودی خبر تصرف یونان را به خشایارشا خواهد داد و به این ترتیب بود که خشایارشا به آسیا بازگشت و نیروی زمینی ایران به فرماندهی شخص ماردینیوس در یونان ماند.
ماردینیوس مردی سهل انگار بود و عقیده داشت که در کار جنگ اندیشیدن و داشتن سیاست جنگی بهتر از تعجیل است. او سپاه ایران را برای استراحت و گذراندن زمستان سخت اروپا به سوی دشت های واقع در تسالی برد و زمستان را در آنجا به سر آوردند و برای اینکه جنگ را با مسالمت به پایان برساند٫ توسط الکساندر پادشاه وقت مقدونیه که دست نشاندۀ و فرمانبردار ایران بود با یونانیان وارد مذاکره شد و از آنان خواست که فرمانبردار ایران شوند و یونان را جزو امپراتوری ایران بدانند او ضمنا قبول کرد که آنان در ازای پذیرفتن این پیشنهاد٫ در امور داخلی آزاد خواهند بود و معابد آنان نوسازی خواهد شد. ولی آتنی ها این درخواست را به درشتی رد کردند و گفتند که آزادی خویش را با چیزی معامله نمیکنند.

آلکساندر نیز پیام آتن را به مردونیه داد و مردونیه نیز بلافاصله دستور حرکت سپاه به سوی آتن را داد. ولی آلکساندر معتقد بود باید کسانی را همراه با طلا نزد یونانیان فرستاد و با آنان وارد مذاکره شد و با این روش به راحتی می توان آنان را متقاعد خواهد کرد.

تصرف آتن
سپاه بزرگ ایران پس از راه پیمایی چند روزه به آتن رسیدند ولی در نهایت شگفتی آن را خالی از سکنه دیدند و آن را به آتش کشیدند و همچون ده ماه پیش آن را ویران کردند. آتنیان که به جزیره سالامین فرار کرده بودند و منتظر رسیدن قشون لاسدمون بودند تا به کمک آنان بیایند. ولی لادسمونی ها بدون توجه به درخواست های آتن، دیوار های دفاعی خود را در کرنت را مستحکم کرده بودند.
آتنی ها که از خیانت آنان به خشم آمده بودند قاصدی دیگر نزد اسپارتیان فرستادن و به آنان گوشزد کردند که در صورتی که لادسمونی ها و اسپارت نیروی کمکی نفرستند آنان با شاه پارس متحد و به اسپارت حمله خواهند کرد.
اسپارت ها با دریافت این نامه به خود آمده و از وخامت اوضاع پیش آمده، آگاه شدند و 5 هزار تن پیاده نظام سنگین اسلحه به همراه 5 هزار تن از میلیشا های لادسمونی را به فرماندهی پوزانیاس به کمک آتن فرستادند و با پیوستن نیروی امداد، سپاه آتن قوی دل شده و برای جنگ با مردونیه، به سمت ارتش ایران به حرکت در آمدند. اما متحدان ایران در آن حوالی یعنی اهالی آرگس، حرکت و پیوستن سپاهیان یونانی را به مردونیه گوشزد کردند و مردونیه نیز در عین حال سپاهش را به سوی تب راند تا در دشت وسیع تب، بتواند با سواره نظام خود سپاه یونان را در هم شکند.

جنگ پلاته
فردای همانروز دو سپاه در برابر یکدیگر صف آرایی کردند و مردونیه دستور داد تا سواره نظام ایران به فرماندهی ماسیس تیوس به یونانیان حمله ببرد. ماسیس تیوس یکی از فرماندهان بزرگ ارتش ایران بود که از نظر هیکل، یک سر و گردن بلند تر از همه بود و زره ای از جنس طلا و شنلی به رنگ ارغوانی بر تن می کرد و در شمشیر زنی شهره عام و خاص بود. جنگ با حمله ماسیس تیوس همراه سواره نظام پارسی شروع شد و سواره نظام ایران تلفات بسیار سنگینی بر یونانیان وارد آورد ولی در حین نبرد اسب ماسیس تیوس زخمی شده و سوارش را بر زمین زد و یونانیان که سردار ایران را در آن حالت دیدند به سوی او حمله برده و او را کشتند و سپاه ایران با دیدن کشته شدن سردار خود سست شدند و یونانیان آنان را مورد حملات شدید خود قرار دادند تا اینکه سواره نظام ایران مجبور به عقب نشینی شد. روز نخست نبرد با عقب نشینی ایرانیان و بدون نتیجه قطعی پایان یافت.

فردای آن روز یونانیان پیش از شروع جنگ به سوی پلاته حرکت کردند چرا که پلاته را جای مناسب تری برای جنگیدن می دانستند. سپاه ایران نیز با دیدن این وضع به سوی پلاته حرکت کرد. در پلاته دو سپاه حدود یک هفته بدون جنگ در آنجا اردو زدند. پس از گذشت یک هفته، مردونیه این دفع الوقت را دیگر جایز نمی دانست چرا که هر روز بر تعداد یونانیان افزوده می شد و مهم تر از آن سپاه ایران آذوقه کافی در اختیار نداشت. به همین دلیل مردونیه با سپاهی نخبه به گذرگاهی که برای یونانیان آذوفه می آوردند را تصرف و کرد و آذوقه آنان را به یغما آورد و دو روز نیز بدون جنگ گذشت ولی در این زمان سواره نظام ایران با شیوه جنگ و گریز یونانیان را تحریک به جنگ می کردند ولی یونانیان بدون توجه در مواضع خود سنگر گرفته بودند. اما در روز یازدهم سپاهیان بسیاری به یونانیان پیوستند و یکی از بزرگان سپاه ایران به نام ارته باز به مردونیه پیشنهاد عقب نشینی به تب را داد و افزود با بازگشت به تب و فرستادن مقدار زیادی طلا یونانیان را مطیع خواهیم کرد. مردونیه که این اقدام را به دور از شان خود می دانست این پیشنهاد را نپذیرفت و تصمیم گرفت تا فردای آن روز کار سپاه یونان را یکسره کند.

در همان شب آلکساندر پادشاه مقدونیه به سپاه یونان پیام فرستاد و تمامی نقشه های مردونیه را بر آنان فاش کرد و یونانیان با آگاهی از این خبر خود را آماده نبرد کردند. پیش از شروع جنگ اسپارتی ها به آتنی ها پیشنهاد دادند تا آنان در جناحی بجنگند که پارسیان حضور دارند چرا که آتنی ها تجربه جنگ با پارسیان را در ماراتون و ترموپیل را داشته اند. مردونیه نیز با دیدن این آرایش جنگی یونانیان، ترکیب خود را تغییر داده و بار دیگر پارسیان را در مقابل اسپارتی ها قرار داد و حتی به آنان پیشنهاد کرد تا اسپارتی ها به تنهایی در مقابل پارسی ها قرار گیرند (سپاه ایران چند ملیتی بود و فقط سواره نظام سپاه، پارسی بودند) و در صورت پیروزی هر طرف آن سپاه پیروز جنگ باشد، اما اسپارتی ها این پیشنهاد را رد کردند و جنگ بار دیگر آغاز شد.

جنگ با حمله سواره نظام ایران آغاز شد و به تمام جناحین نیز سرایت کرد و جنگ با شدت هر چه بیشتر آغاز شد و در همان آغاز نبرد برتری با سپاه ایران بود چرا که سواره نظام ایران که در تیر اندازی شهره دنیای باستان بودند ، یونانیان را تیرباران میکردند و سربازان یونان بی آنکه بتوانند کاری انجام بدهند به راحتی کشته می شدند.
اما در حین نبرد مردونیه که خود شخصا به صفوف مقدم رفته بود کشته میشود و سپاهیان ایران با دیدن کشته شدن فرمانده خود ناگهان روحیه خود را از دست میدهند و بیشتر آنان هزیمت اختیار می کنند و سپاه ایران شکست فاحشی می یابد.

نبرد پلاته
نبرد پلاته

به گفته مورخان ارته باز که با نظر مردونیه موافق نبود با بخشی از سپاه بی آنکه وارد جنگ بشود میدان نبرد را ترک کرد و سپاه ایران که دچار هرج و مرج عجیبی شده بود بدون توجه به فرماندهان خود که آنان را در ماندن و جنگیدن در میدان نبرد میکردند، رو به هزیمت نهادند و یونانیان نیز آنان را تعقیب کرده و در حال کشتار آنان بودند.

تاثیرات جنگ پلاته
نبرد پلاته یکی از مهم ترین جنگ های جهان باستان است که اگر سپاه مردونیه شکست نمی خورد، شاید دنیای امروزی به گونه ای دیگر بود و اتفاق های دیگری رقم خورده بود، ولی با پیروزی یونان، اوضاع به گونه ای دیگر رقم خورد.
داستان این جنگ به قلم هرودوت مورخ یونانی هست که به راحتی می توان حدس زد که در تمامی جنگ ها، شمار سپاهیان ایران را به طور اغراق آمیزی زیاد و سپاه یونان را کم نوشته است. مورخان معتقدند که سپاه مردونیه در جنگ پلاته حدود 100 یا 60 هزار تن و سپاه یونان نیز 110 هزار تن بوده است.

دلایل شکست ارتش ایران در پلاته
1. کشته شدن سرداران ایران در جنگ: شاید مهم ترین دلیل شکست سپاه ایران کشته شدن ماسیس تیوس و مردونیه بود که باعث متلاشی شدن کل سپاه شد.

2. دومین دلیل این شکست این بوده است که مردونیه مردی مساحمه کار بود و همان طور که می دانیم کار جنگ را بی دلیل به تاخیر انداخت، مردونیه میتوانست با پرداخت طلا و بدون جنگ یونان را فتح کند ولی او این کار را (پرداخت طلا) را به دور از شان خود می دانست و می خواست کار یونان را با جنگ تمام کند.

3. نارسایی اسلحه سپاه ایران: به جز گارد جاویدان و سپاهیان پارسی که زره و اسلحه مناسب داشتند، دیگر ارکان سپاه ایران دارای اسلحه مناسب و زره مناسب نبودند و معمولا ردای گشادی بر تن میکردند که در هنگام جنگ مزاحم حرکات آنان می شد که در مقایسه با یونانیان زره پوش و سنگین اسلحه شانسی برای دفاع از خود نداشتند.

سرچشمه:

  • پیرنیا – تاریخ ایران باستان
  • زرین کوب – تاریخ مردم ایران
0 0 رای ها
رأی دهی به این نوشته
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
0
اندیشه خود را به یادگار بگذارید!x