جنگ وایکینگ ها با مسلمانان

2 1,579

در این پست از تاریخ پارسی به بررسی جنگ های وایکینگ ها با اعراب مسلمان، حکومت ایران در زمان وایکینگ ها، چگونگی نبرد وایکینگ ها با مسلمانان و … خواهیم پرداخت. با ما همراه باشید.

وایکینگ ها که بودند

وایکینگ ها در طول قرن نهم تا یازدهم مهاجمان، دزدان دریایی، تاجران، کاشفان و استعمارگران بودند. آنها اغلب از طریق دریا از اسکاندیناوی سفر می کردند و کنترل مناطقی از اروپا و فراتر از آن را به دست می گرفتند.

حکومت ایران در زمان وایکینگ ها

در این زمان ایران ( امپراتوری ساسانی )به دست اعراب سقوط کرده و میتوان گفت به جز شمال ایران حکومت ایران در زمان وایکینگ ها کاملا توسط اعراب و سلسله اموی اداره می شد.

حتی در زد و خورد های بعدی نیز حکومت ایران در زمان وایکینگ ها همچنان در دست اعراب بود.
ایشان از تمامی امکانات ایران در زمینه نظامی، اقتصادی و … بهره جسته و دامنه متصرفات خود را تا اروپا و تا اسپانیا و مرز فرانسه امروزی گسترش دادند.

چرا وایکینگ ها به مسلمانان حمله کردند؟

یورش وایکینگ ها به ایسبیلیا، که در آن زمان بخشی از متصرفات خلافت اموی در شهر کوردوبا (اسپانیا) بود، در سال 844 میلادی انجام شد. پس از یورش به سواحل اسپانیا و پرتغال کنونی، ناوگان وایکینگ ها در 25 سپتامبر از طریق گوادالکیویر به ایسبیلیا (شهر سویا فعلی) رسیدند و به آنجا رفتند.

وایکینگ ها شهر و مناطق اطراف آن را غارت کردند. امیر عبدالرحمن دوم قرطبه فرماندار دولت اموی در آن منطقه، نیروی زیادی را به فرماندهی حاجب (رئیس وزیر) عیسی بن شحید علیه وایکینگ ها فرستاد. پس از یک سلسله درگیری های نامطمئن، ارتش مسلمان وایکینگ ها را در 11 یا 17 نوامبر شکست داد. سویا بازپس گرفته شد و بقایای وایکینگ ها از اسپانیا گریختند. پس از حمله، مسلمانان نیروهای جدیدی را جمع آوری کردند و کشتی ها و سایر تجهیزات نظامی بیشتری برای محافظت از ساحل ساختند. واکنش سریع نظامی در سال 844 و پیشرفت‌های دفاعی متعاقب آن، حملات بیشتر وایکینگ‌ها را متوقف کرد.

مورخانی مانند هیو ان. کندی و نیل پرایس واکنش سریع مسلمانان در طول حملات 844 و همچنین سازماندهی دفاع طولانی مدت را با واکنش های ضعیف خاندان کارولینژ و آنگلوساکسون ها در برابر تهاجم وایکینگ ها مقایسه می کنند.

پیش زمینه جنگ

پس از انقلاب عباسیان که خلافت امویان را سرنگون کرد، مسلمانان شبه جزیره ایبری (که مسلمانان آن را اندلس می نامند) امارت مستقلی را به پایتختی قرطبه در سال 756 اعلام کردند.

امارت تحت حکومت امویان موجی از پناهندگان را پذیرفت که از انقلاب در خاورمیانه فرار کردند و به زودی به مرکز رشد فکری تبدیل شدند. یورش 844 اولین حمله تایید شده در مقیاس بزرگ وایکینگ ها به شبه جزیره بود.

در این دوره، اندلس در صلح ناآرامی با مسیحیان ایبری و فرانک در شمال خود بود، که با زد و خوردهای مداوم و لشکرکشی های گاه به گاه در سراسر نوعی منطقه غیرنظامی بین آنها نقطه نقطه بود. ممکن است در اوایل قرن نهم قبل از حمله، هجوم های کوچک وایکینگ ها به پادشاهی آستوریاس وجود داشته باشد.

حمله وایکینگها به مسلمانان

ناوگان وایکینگ ها، قبل از حمله به سویا، در نزدیکی سواحل فرانسه و در رودخانه های فرانسه (سن، لوار و گارون) دیده می شد. آنها آستوریاس را که تحت حکومت رامیرو اول پادشاه مسیحی بود غارت کردند، اما در کورونیا متحمل خسارات سنگین شدند و در برج هرکول توسط رامیرو شکست خوردند.

سپس به سمت جنوب حرکت کردند و سواحل اقیانوس اطلس را غارت کردند. آنها شهر مسلمان نشین لیسبون را در ماه اوت یا سپتامبر سال 844 ( وهب الله بن حزم، فرماندار لیسبون، در مورد حمله به امیر عبدالرحمن دوم قرطبه، که رهبر کلی مسلمانان در اسپانیا بود، نوشت.) پس از ترک لیسبون، آنها به سمت جنوب حرکت کردند و به شهرهای اسپانیایی کادیز، مدینه سیدونیا، و الجسیراس، و احتمالاً شهر آسیله تحت کنترل عباسیان در مراکش امروزی یورش بردند.

سقوط شهر سویا به دست وایکینگ ها

در 25 سپتامبر، وایکینگ ها پس از قایقرانی در گوادالکیویر به نزدیکی سویا رسیدند. آنها پایگاه خود را در ایسلا منور، جزیره ای قابل دفاع در مرداب های گوادالکیویر، تأسیس کردند. در 29 سپتامبر، نیروهای مسلمان محلی علیه وایکینگ ها لشکرکشی کردند اما از وایکینگ ها به سختی شکست خوردند. وایکینگ‌ها سویا را در 1 یا 3 اکتبر پس از محاصره‌ای کوتاه و نبردهای سنگین به تصرف کردند.

آنها شهر را غارت و غارت کردند، و به گفته مورخان مسلمان، به ساکنان آن “ترس زندان یا مرگ” دادند و “حتی از کشتن جانوران بار هم دریغ نکردند”. گرچه شهر بی حصار سویا تصرف شد، اما ارگ آن در دست مسلمانان باقی ماند. وایکینگ ها تلاش کردند، اما موفق نشدند مسجد بزرگ شهر را که اخیراً ساخته شده است، بسوزانند.

موسی بن موسی القاصی

موسی بن موسی القاصی یکی از فرماندهان مسلمان که با وایکینگ ها جنگید.

نبرد اصلی وایکینگ ها با مسلمانان

عبدالرحمن دوم فرماندار اعراب مسلمان در اسپانیا، با شنیدن خبر سقوط سویا، نیروهای خود را به رهبری حاجب خود عیسی بن شحید بسیج کرد. او فرمانداران مجاور را احضار کرد تا مردانشان را جمع کنند. آنها در قرطبه گرد هم آمدند و سپس به اگزرافه، تپه ای در نزدیکی سویا، جایی که عیسی بن شحید مقر خود را تأسیس کرد، لشکر کشید. گروهی به رهبری موسی بن موسی القاسی، رهبر حکومت نیمه مستقل بنی قاسی در شمال، علیرغم رقابت سیاسی موسی بن موسی با عبدالرحمن، به این ارتش پیوست و نقش مهمی در لشکرکشی ایفا کرد.

شکست وایکینگ ها از مسلمانان

در روزهای بعد، دو طرف چندین بار با هم درگیر شدند که نتایج متفاوتی به همراه داشت. سرانجام مسلمانان در 11 یا 17 نوامبر در تالیاتا به پیروزی بزرگی دست یافتند. بر اساس منابع مسلمان، 500 تا 1000 وایکینگ کشته شدند و 30 کشتی وایکینگ منهدم شدند. (مسلمانان از آتش یونانی، مایع آتش زا که توسط منجنیق ها پرتاب می شد، برای سوزاندن کشتی های مهاجمان استفاده کردند.

شکست وایکینگ ها از مسلمانان

مسلمانان همچنین گزارش دادند که فرماندهان وایکینگ ها کشته شدند و حداقل 400 نفر اسیر شدند – بسیاری از آنها اسیر شدند و آنان را از درختان نخل تالیاتا آویزان کردند. وایکینگ‌های باقی‌مانده به کشتی‌های خود عقب‌نشینی کردند و به پایین رودخانه رفتند.

حمله وایکینگها به مسلمانان

به زودی، وایکینگ ها پیشنهاد دادند تا غارت و زندانی را که گرفته بودند در ازای لباس، غذا و سفر بدون مانع به پایین رودخانه معامله کنند. پس از آن، آنها دوباره به بقیه ناوگان در ساحل پیوستند. ناوگان تضعیف شده که توسط کشتی های عبدالرحمن تعقیب می شد، پس از یورش کوتاهی در الگاروه، شبه جزیره ایبری را ترک کردند.

نتایج نبرد وایکینگ ها و مسلمانان

شهر سویا و حومه آن به ویرانه رها شد. ویرانی که توسط مهاجمان وایکینگ ایجاد شد، مردم اندلس را به وحشت انداخت. عبدالرحمن دستور تدابیر جدیدی برای محافظت در برابر حملات بیشتر داد. او یک زرادخانه دریایی (دارالسیناء) در سویا تأسیس کرد و دیوارهایی را در اطراف شهر و دیگر شهرک ها ساخت.

کشتی‌ها و تسلیحات ساخته شدند، ملوان‌ها و نیروها جمع‌آوری شدند و شبکه‌های پیام‌رسان برای انتشار اطلاعات در مورد حملات آینده ایجاد شدند. این اقدامات در ناکام گذاشتن حملات بعدی وایکینگ ها در سال های 859 و 966 موفقیت آمیز بود.

وایکینگ ها و اسلام

بیشتر وایکینگ ها به فرانسیا (فرانسه امروزی) بازگشتند و شکست آنها توسط ارتش اندلس ممکن بود آنها را از حمله مجدد به شبه جزیره ایبری منصرف کرد. سال بعد، وایکینگ‌ها پیکی را به دربار عبدالرحمن فرستادند که سپس یحیی بن الحکم شاعر (ملقب به غزال، غزال) را به عنوان سفیر نزد وایکینگ‌ها فرستاد. منابع اسلامی متأخر گزارش می دهند که عده ای از مهاجمان ماندند و در آن منطقه سکنی گزیدند و اسلام آوردند و تاجر پنیر شدند.

ایا وایکینگ ها هنوز وجود دارند؟

گرچه از وایکینگ ها فقط نام خاطره ای بیش نمانده است ولی بازمانده های ایشان در کشور دانمارک امروزی زندگی می کنند و خود را از نژاد و باز مانده های وایکینگ ها می دانند.

سرچشمه: استفانسون 1908، ص. 36 به نقل از نویری

0 0 رای ها
رأی دهی به این نوشته
اشتراک در
اطلاع از
guest
2 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی ترین بیشترین واکنش نشان داده شده(آرا)
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
0
اندیشه خود را به یادگار بگذارید!x