حقایق جنگ ماراتون

19 229

در آغاز چند نکته را لازم می دانم که به خدمت خوانندگان محترم برسانم : جنگ ماراتون یکی از بزرگترین و سرنوشت سازترین نبردهای جهان می باشد. در نبرد ماراتون اگر ارتش ایران پیروز میدان می شد، تمدن غرب هرگز رشد نمی کرد و به جای آن حکومتی نیمه مستبد و نیمه شرقی به وجود می آمد. اما یونانیان و به ویژه نیروی دموکراتیک آتن به فرماندهی میلتیادس پیروز شد و به دلیل همین پیروزی موفق شدند تمدن درخشان هلنی را از تباهی و انهدام کامل نجات دهند. چگونگی و دلیل آغاز جنگ ماراتون به شرح زیر است:

پس از آن که داریوش کبیر در جنگ با سکاهای اروپا ناکام ماند، ایونیان که پنداشتند که امپراتوری ایران دچار ضعف شده است و فرصت را غنیمت شمرده و به سرگردگی آریستاگوراس سر به شورش برداشتند. دولت های ارتریا و آتن هم ار فرصت پیش آمده استفاده کرده و به ایونیان کمک رسانی کردند. شورشیان با آمدن نیروهای آتن به خود جرات بیشتری دادن تا جایی که شهر سارد را به آتش کشیدند. اما پادگان های دیگر شهرهای آسیای صغیر به جنگ شورشیان آمده و خیلی زود آنان را شکست دادند. داریوش که از دخالت ارتریا و به ویژه آتن به شورشیان خشمگین شده بود ماردینیوس (مردونیه) را با سپاهی انبوه به جنگ یونانیان فرستاد اما سپاه مردونیه در دریا دچار طوفان سهمگینی شد که بیش از نیمی از سپاه ایران در دریا غرق شد و مردونیه به ناچار به آسیا بازگشت.
داریوش به شنیدن در هم کوبیده شدن سپاه ایران در دریا، خشم وی دو چندان شده و این بار داتیس (سردار مادی) و آرتافرن را با نیرویی 40 هزار تنی به جنگ یونان فرستاد. این دو سردار شهر ارتریا را به آسانی به تصرف خود درآوردند و مردم ارتریا را به بردگی گرفته و به شوش فرستادند و سپس دیوارهای شهر را ویران کرده و رهسپار جنگ با آتن شدند.

داتیس و آرتافرن با نابود کردن دولت-شهر ارتریا نیمی از ماموریت مهم خود را پشت سر گذاشته بودند و آنان مطمئن بودند که هدف بعدیشان یعنی جنگ با یونان و تسخیر آن شهر به آسانی تصرف ارتریا خواهد بود. سپاه ایران پس از پرداختن به کار ارتریا سوار بر کشتی به سواحل آتن یعنی آتیکا حرکت کردند و پس از رسیدن به آن نواحی در کنار دریا و در دشتی به نام ماراتون به افراشتن اردوگاه پرداختند. داتیس و آرتافرن تصمیم داشتند که شهر آتن که در 40 کیلومتری دشت ماراتون قرار داشت را پیاده پیموده و پس از تصرف شهر آتن پایگاه نیرومندی در آتیکا تشکیل دهند ولی با نهایت تعجب دیدند که نیرویی در مقابل آنان وجود دارد. طلاییه سپاه ایران خبرهای مهمی را برای داتیس و آرتافرن آورده بود. میلیشیا های آتنی در شمال ساحل آتیکا اردو زده بودند و شمار آنان 9 هزار سرباز سنگین اسلحه یونانی و 600 تن پیاده نظام سنگین اسلحۀ از دولت پلاته، تشکیل شده بود.
این سپاه کوچک درست بر سر راه سپاه ایران به آتن اردو زده و راه را مسدود کرده بودند. سرداران سپاه ایران بدون آگاهی از قدرت واقعی این سپاه یونانی بی درنگ به سوی آنان به حرکت درآمدند.

سرانجام در دوازدهم ماه سپتمبر سال 490 پیش از میلاد مسیح دو سپاه ایران به فرماندهی داتیس و آرتافرن با 40000 سرباز پیاده نظام و سپاه یونان با 9600 تن پیاده نظام سنگین اسلحه به فرماندهی میلتیادس در مقابل یکدیگر به صف آرایی پرداختند. سربازان یونانی پس از صف آرایی بلافاصله به سوی سپاه ایران حمله ور شدند همین موضوع باعث بالا رفتن اعتماد به نفس و روحیه سربازان یونانی شد و به همان اندازه بر روحیه سربازان ایران تاثیر منفی گذاشت چرا که سربازان سپاه ایران خود را از پیش پیروز جنگ می دانستند و انتظار شروع حمله آن هم از طرف یونانیان را نداشتند. یونانیان که شروع کننده حمله بودند پس از رسیده به تیررس ایرانیان شروع به دویدن کردند. این اتفاق به قدری سریع افتاد که سپاه ایران که در تیراندازی شهره جهان باستان بود، نتوانست حتی یک تیر به سوی دشمن پرتاب کنند.

تنها در عرض چند دقیقه که دو سپاه به یکدیگر رسیده و نبرد خونینی بین دو سپاه آغاز شد. نبرد در قلب دو سپاه از شدت بیشتری برخوردار بود چرا که در قلب سپاه ایران پیاده های پارسی و شمشیر زنان سکایی مستقر بودند و هر دو طرف با شجاعت می جنگیدند و برتری نسبی با پیاده های سپاه ایران بود ولی بر عکس در جناحین برتری کامل با پیاده نظام آتنی بود چرا که آتنی ها با تشکیل فالانژ عملا پیاده های ایران را در جناحین از کار انداخته بودند.

فالانژ یا فالانکس نوعی روش جنگی بود که مبدا آن یونان باستان بود که بعد ها ارتش های روم به آنان تاسی جسته و از آن استفاده کردند. فالانژ به روشی گفته می شد که سربازان صف هایی شکل مربع های بزرگ تشکیل می دادند و سربازان به یکدیگر می چسپیدند و سپرهایشان را منظم در جلوی یکدیگر قرار می دادند و سربازان صف های دوم و سوم و … سپرهای خود را بر سر خود می کشیدند و طوری که در تمام قسمت های این مربع ها پشت سربازان به داخل بود و سربازان صف های جلویی نیزه های تیز و بلند خود را به طرف بیرون می گرفتند به طوری که حتی بهترین و زبده ترین نیروی جهان باستان هم نمی توانستند رخنه ای در فالانژ ها به وجود آورند. تنها راه مقابله با این روش گسترده کردن میدان نبرد و جدا کردن سربازان تشکیل دهنده فالانژ بود. با این همه به نظر نمی رسید که سربازان یونانی بتوانند حریف سربازان جنگ دیده و زبده امپراتوری ایران شوند.

پس از چندین ساعت جنگ سخت ایرانیان توانستند به قلب سپاه یونان نفوذ کنند ولی جناحین سپاه ایران به هیچ وجه نمی توانست حریف فالانژ های یونانی شود و همین باعث شد که جناجین ایران شکست بخورند طوری که سپاهیان یونان از جناحین خود را به پشت سر سپاه ایران رساندند و احتمال آن می رفت که سپاه ایران به محاصره دشمن دربیاد و همین موضوع باعث شد که موجی از ترس در بین سربازان ایرانی مستولی شود و سربازان بدون اینکه به فرماندهان خود توجهی داشته باشند خودسرانه دست به عقب نشینی زدند.

شکست ماراتون نقشه

این عقب نشینی کم کم تبدیل به فرار شد و قلب سپاه ایران که تا آن موقع بسیار خوب جنگیده بود خود را در محاصره دشمن دید و با سختی بسیار خط محاصره را شکافته و به صوی ساحل عقب نشینی کردند. یونانیان نیز که دشمن نیرومند خود را در حال فرار می دیدند به هیچ وجه نمی خواستند که به آنان اجازه فرار بدهند و برای همین به تعقیب آنان پرداختند. با این حال ایرانیان توانستند که سپاه خود را از آن معرکه نجات دهند هرچند که یونانیان توانستند 7 کشتی را تصرف کنند.

در این جنگ یعنی جنگ ماراتون سپاه ایران بیشتر از شش هزار تن کشته داد در حالی که سپاه آتن کمتر از دویست کشته داده بود! سپاه ایران با متحمل شدن این شکست از ادامه ماموریت خود در قاره اروپا چشم پوشی کرد و ناچار به آسیا و و به شهر سارد بازگشتند و همچنین پیکی تند و تیزی را نیز برای داریوش فرستادند تا ضمن عرض پوزش ناکامی خود را در جنگ با آتن به عرض شاه برسانند.
پس از شکست ماراتون و پیروزی یونانی ها، مردم یونان در آتن چند شبانه روز به جشن و پای کوبی پرداختند هرچند که شکست ماراتون جز ضربه کوچکی به ارتش زرهی و شکست ناپذیر امپراتوری ایران تلقی نمی شد ولی برای یونان یک پیروزی بزرگ محسوب می شد.

دوی ماراتون
حتما نام دوی ماراتون به گوشتان خورده است و این مسابقه الهام گرفته از همین جنگ ماراتون می باشد. قصه از این قرار است که پس از پیروزی آتنی ها در جنگ ماراتون یکی از سربازان آتنی به نام فیدی پیدیس با پای پیاده از دشت ماراتون تا شهر آتن را دوید (42 کیلومتر) و خبر پیروزی سپاه یونان بر سپاه ایران را به گوش مردم و بزرگان شهر آتن رساند و پس اندکی نیز درگذشت. مسابقه دوی ماراتون نیز به یاد وی هر سال برگزار می شود.

شما خوانندگان عزیز در صورتی که نظری درباره این واقعه دارید میتوانید آن را در بخش نظرات بنویسید.

1 1 رای
رأی دهی به این نوشته
اشتراک در
اطلاع از
guest
19 نظرات
قدیمی ترین
تازه‌ترین بیشترین واکنش نشان داده شده(آرا)
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
0
اندیشه خود را به یادگار بگذارید!x