شاپور دوم ساسانی (ذوالاکتاف)

0 628
بیوگرافی شاپور دوم
شاپور دوم یا شاپور بزرگ یا شاپور ذوالاکتاف، شاه بزرگ ساسانی در سال 309 میلادی در پیروز آباد زاده شد. نام مادر وی ایفرا هرمز و پدرش نیز هرمزد دوم بود. شاپور دوم یکی از پادشاهانی هست که بیشتر زمان پادشاهی را در بین شاهان ایران دارد چرا که حتی پیش از به دنیا آمدن او را شاه خواندند.

شاپور دوم دهمین پادشاه ساسانی به شمار می آید که هفتاد سال پادشاه ایران بود که در طول این هفتاد سال ایران ساسانی بسیار قدرتمند هم از لحاظ نظامی، اقتصادی و … بود.

حوادث پیش از زاده شدن شاپور
پس از درگذشت پدر شاپور،هرمز دوم، پسر بزرگ او آذرنرسه به عنوان جانشین برگزیده شد، اما دوره پادشاهی او کوتاه بود و او پس از مدت بسیار کوتاهی به دست اشراف و روحانیون برکنار شد. دلیل این کار را قساوت و بی‌رحمی آذرنرسه یاد کرده اند.

ایشان یک برادر او را هم که لایق پادشاهی ایران نمی‌ دانستند، نابینا کردند و برادر دیگرش را که مثل پدر خویش، هرمز نام داشت، به زندان افکندند که پس از مدتی موفق به فرار شد و به روم پناه برد.

بنابر یک روایت سنتی، درباریان و اشراف زادگان، تاج کیانی را روی زِهدان همسر هرمز یعنی ایفرا هرمز (به هنگام بارداری) قرار دادند. می‌توان حدس زد که در سال‌های آغازین پادشاهی وی، درباریان و روحانیون و به ویژه مادر شاپور دوم زمام امور کشور را در دست داشتند و نظام امپراتوری ساسانی از لحاظ ساختاری و اداری، بدون وجود یک شاه بزرگ، محفوظ مانده‌ است. این اتفاق به درباریان و روحانیون فهماند که کشور می‌تواند حتی بدون یک شاه توانا نیز اداره شود.

جنگ شاپور دوم با اعراب
وقتی که شاپور دوم نوزاد بود، شاهنشاهی ایران مورد تاخت و تاز قبایل عرب قرار گرفت. اعراب موفق شده بودند تا عمق سرزمین های ساسانی پیشروی کنند و در تلاش بودند قسمت‌های جنوبی را تصرف نمایند و دست به کشتار عظیمی زده بودند. اعراب موفق شده بودند سواحل رود کارون را در اختیار بگیرند و سال‌ها در آنچه به تاراج شهرها، نابود کردن و چپاول شهرها و روستاهای ایران می‌پرداختند. این پیروزی‌ها روحیهٔ بسیار خوبی به اعراب می‌داد و به آنها امید رسیدن به شهر افسانه ای تیسپون پایتخت بزرگترین شاهنشاهی جهان را می‌داد.
شاپور دوم که از این یورش‌ها آزرده شده بود، در سال 325 میلادی رسماً در تیسپون تاجگذاری کرد،و ارتشی از مردم پارس گردآوری کرد و زبده ترین افراد را انتخاب کرد و به سوی اعرابی که در حال غارت و چپاول بودند رهسپار شد.

شاپور برای اینکه درس عبرتی به اعراب بدهد خودش شخصا فرماندهی سپاه ایران را بر عهده گرفت ، سپاه اعراب متشکل از قبایل بنو تغلیب ، بکر بن وائل، عبدالقی و بنی تمیم بودند و فرماندهی آنان نیز بر عهده قروة ابن مخلب بود تعداد نفرات طرفین متخاصم در این جنگ نامشخص است. به هر روی در آغاز به قبیله ایادِ ساکن شواد تاخت و سپس از شاخاب پارس گذشت و به الخط، ناحیهٔ ساحلی بحرین و قطر رسید.

پس از آن به هجر یورش برد که مسکن قبایل بنی تمیم ،بکر بن وائل و عبدالقیس بود. از این قبایل بسیاری را هلاک کرد و برای تنبیه بیشتر آنها چاه‌های آب  آن سرزمین را ویران کرد تا مانع دستیابی آنها به آب شود. سپس به شرق عربستان، سوریه و شهرهای یمامه، بکر و تغلب یورش برد و شکست بسیار سنگینی بر اعراب وارد کرد که بنا بر استناد به نوشته زرین کوب حدود 45 هزار نفر از اعراب به خاک هلاک افکنده شدند و در مقابل سپاه ایران نیز 5 هزار تن تلفات داد.

شاپور پس از پیروزی برای جلوگیری از یورش دوباره اعراب، سیستم دفاعی تشکیل داد که «دیوار تازیان» نام گذاری شد. این دیوار ظاهراً در نزدیکی شهر حیره واقع و به خندق شاپور معروف بود.

شاپور ذوالاکتاف
در جنگ شاپور دوم با اعراب، شاپور چنان بی رحمی و صلابتی از خود نشان داد که در همه نوشته ها از آن یاد شده است. شاپور دستور دادن،طایر یکی از فرماندهان عرب که اسیر شده بود را سرش را از تن جدا کردن و هر دو کتف او را از بدنش بیرون آوردند و به آتش کشیدند. دستور دیگر شاپور دستور داد تا سپاهیانش هر کسی از اعراب را در آن منطقه یافتن به هلاکت برسانند و سپاهیان ایران برای کشتن اعراب کتف های ایشان را سوراخ می کردند و به همین دلیل این پادشاه بزرگ در نزد اعراب به ذوالاکتاف معروف شد.

ضمیمه شدن سرزمین باستانی کوشان به ایران
پس از شکست سنگین اعراب از شاپور دوم در سال 325 میلادی،  شاپور ناچار بود به مسئلهٔ امپراتوری روم و ارمنستان و دشواری‌های ناشی از عهدنامه نصیبین که بین جدش نرسی با امپراتور دیوکلتیانوس بسته شده بود و طی این سال‌ها  یک لکهٔ ننگ خاندان او شده بود، توجه کند. اما پیش از آنکه به روم بپردازد، لازم دانست که از مرزهای شرقی کشور نیز تکلیف خود را با کوشانیان که مداخلات آن‌ها ممکن بود مانع از توفیق در کار امپراتوری روم باشد، روشن کند. در اینجا نیز کوشش او مثمر ثمر واقع شد، چرا که ضعیف شدن کوشانیان، سرزمین آن‌ها را که یک بار نیز در سال های پیشین در مقابل پدرش هرمز دوم، تسلیم شده بودند،  به کلی به قلمرو شاپور درآورد و کوشان از آن پس تا دوران بهرام چهارم که هیاطله (هفتالیان) در آن حدود غلبه یافتند یک ایالت امپراتوری ایران گشت. این کامیابی شاپور را در توجه عاجل به حل مسئله روم کمک کرد.

هدف های شاپور دوم در جنگ با امپراتوری روم
از زمان عهدنامه ننگین نصیبین که بین پدربزرگ شاپور دوم، نرسی و امپراتور روم دیوکلتیانوس در سال ۲۹۹ میلادی بسته شد، مرزهای بین دو امپراتوری تا حدود زیادی به سود رومیان تغییر کرده بود که در این عهدنامه چند ایالت در بین‌النهرین دریافت کرد. همچنین تغییر مرز از فرات به دجله در نزدیکی پایتخت ساسانی تیسفون نیز یکی دیگر از مفاد این ننگین نامه بود. رومیان همچنین کنترل پادشاهی ایبریای قفقاز و ارمنستان را در اختیار گرفتند و بر بخش‌های شمالی ماد در ایران تسلط داشتند.
بنابراین هدف نخست شاپور دوم باطل ساختن این پیمان بود.

جنگ-شاپور-دوم-با-رومیان

یکی دیگر از دلایل و انگیزه‌های شاپور دوم برای جنگ با امپراتوری روم تلاش آنها برای دخالت در امور داخلی امپراتوری ساسانی و ضربه زدن به پادشاهی شاپور دوم با حمایت از برادرش هرمز بود که در زمان به دنیا نیامدن وی به روم فرار کرده بود و دربار روم توسط کنستانتین بزرگ با استقبال خوبی روبرو شده بود و کنستانتین او را فرمانده سواره‌نظام روم کرد.

 شاپور تلاش‌های بسیاری برای جلب رضایت برادرش انجام داد و از او درخواست کرد که به ایران بازگردد، حتی با فرستادن همسرش به نزد او، که در اصل به او در فرار از زندان کمک کرده بود.  با این حال، هرمز در مدت اقامت خود در روم با رومیان به یک فیلهلنیسم (یونانی دوست) مشتاق تبدیل شده بود و  احساس می‌کرد که در خانه خودش است و به درخواست های شاپور بی توجه بود. اما دلیل دیگر مربوط به کنستانتین امپراتور روم بود که در بستر مرگ در سال ۳۳۷ میلادی مسیحیت را به عنوان دین رسمی کل امپراتوری روم اعلام کرده بود. او همچنین خود را به عنوان وکیل مدافع همه مسیحیان جهان، از جمله مردمی که در قلمرو ساسانیان زندگی می‌کردند، انتخاب کرده بود.

آغاز جنگ با امپراتوری روم
در سال ۳۳۷ میلادی، درست پیش از مرگ کنستانتین بزرگ (۳۲۴–۳۳۷ میلادی)، شاپور دوم، توسط دخالت فرمانده رومی در ارمنستان بیزانس برانگیخته شد. عهدنامه صلحی که در سال ۲۹۷ بین امپراتوران نرسی و دیوکلتیان، که به مدت چهل سال دوام آورده بود، شکست. این آغاز دو جنگ طولانی مدت و طاقت فرسا (۳۳۷–۳۵۰ و ۳۵۸–۳۶۳) بود.

در آغاز این جنگ، شاپور دوم به بین‌النهرین روم حمله کرد و ارمنستان را تصرف کرد. ظاهراً نُه نبرد بزرگ درگرفته است. مشهورترین آن نبرد ها نبرد بی‌نتیجه نبرد سنگارا (سنجار، عراق امروزی) بود که در آن کنستانتیوس دوم در آغاز جنگ موفق شد و اردوگاه سپاه ایرانیان را تسخیر کند، اما در شبی پس از اینکه شاپور ارتش خود را جمع کرد حمله کرد، غافلگیرانه بیرون رانده شد. مهم ترین ویژگی این جنگ دفاع جانانه رومی ها از قلعه رومی نیسیبیس در بین‌النهرین بود. شاپور دوم شهر را سه بار محاصره کرد ولی در هر سه بار مدافعان از جان گذشته رومی از شهر دفاع کردند.

اگرچه شاپور دوم در نبرد پیروز شد، اما با عدم تسخیر شهر استراتژیک نصیبین نمی‌توانست پیشرفت بیشتری داشته باشد و نمیتوانست یک نیروی نسبتا بزرگ رومی را در پشت سر خود باقی گذاشته و به شهر دیگری بپردازد. در همان زمان به او خبر رسید که سکاها‌ی ماساگت و دیگر عشایر آسیای مرکزی در مرزهای شرقی به قلمروی ساسانی حمله کردند.

او برای توجه به شرق ناچارا جنگ با رومی‌ها را قطع کرده و آتش‌بس شتابزده ای را در سال 350 میلادی ترتیب داد. شاپور پس از یک مبارزه طولانی با سکاها در بین سال های (۳۵۳ تا ۳۵۸)، آنها را مجبور به صلح کرد و گرومبات پادشاه ایشان موافقت کرد که به ایران باج پرداخته و سواران خود را به یاری ارتش ایران در برابر رومیان بفرستد و شاپور دوم را در جنگ مجدد علیه رومیان در ۳۵۹ میلادی همراهی کند.

جنگ دوم با امپراتوری روم
در سال ۳۵۸ شاپور دوم ارتش ایران را آماده دومین سری جنگ‌های خود علیه امپراتوری روم میکرد. در این جنگ گرومبات شاه خیون ها که پس از شکست از ایران متحد ایرانیان شده بود بر علیه امپراتوری روم با ایران متحد شده بود. در سال ۳۵۹، شاپور دوم با کمک گرومبات، به ارمنستان حمله کرد، اما توسط دفاع سرسخت سربازان رومی مواجه شد و تنها شهر مستحک آمِد را به محاصره گرفت و سپاه ایران و خیون ها این شهر مستحکم را به مدا 73 روز در محاصره داشتند و چون شهر دارای برج و باروی مستحکم بود و دروازه های آن از جنس پولاد بودند منجنیق های ارتش ایران نیز نمیتوانست تاثیری بر آن داشته باشد. سرانجام کار مدافعان شهر به دلیل کمبود آذوقه مجبور به تسلیم شهر شدند.

اگر چه شهر مستحکم “آمد” سقوط کرد ولی ارتش ایران و متحدان آسیایی اش متحمل تلفات فراوانی شدند و حتی پسر شاه خیون ها نیز در این جنگ کشته شد که باعث شد گرومبات به سربازانش دستور غارت شهر را بدهد. تاخیر تقریبا 3 ماه در شهر آمِد باعث شد تا شاپور عملیات جنگ با امپراتوری روم را به دلیل رسیدن زمستان به سال آینده موکول کند و متحدان آسیایی شاپور نیز ارتش ایران را ترک کردند . شاپور نیز بدون متحدانش در سال 360 میلادی موفق شد دو شهر دیگر رومی یعنی به نام های شنگال و برابد را به تصرف خود در آورد.

اما در این طرف میدان یعنی قسطنطنیه پایتخت امپراتوری روم نیز بیکار ننشسته و خود را برای جنگ با ایران آماده می کردند. امپراتور وقت کنستانتیوس با یک سپاه مجهز مرکب از لژیون های معروف رومی به سوی بین النهرین و به جایی که سپاه ایران در آن بود تاخت. ابتدا به سوی شهر بزابد شتافت ولی سربازان مدافع ایرانی با شهامت بی نظیری از شهر دفاع کردند و مانع سقوط شهر به دست رومیان شدند و رومیان تنها آن را به محاصره در آوردند و با طولانی شدن محاصره و فرا رسیدن زمستان کنستانتیوس ناچار برای استراحت و گذراندن زمستان به سوی شهر انطاکیه رهسپار شد. کنستانتیوس در انطاکیه به صورت مشکوکی درگذشت و جنگ نیمه تمام رها شد. شاپور دوم نیز در این موقعیت پیشنهاد صلح به رومیان داد که مفاد آن واگذاری شهر هایی بود که ایرانیان از رومیان گرفته بودند.

سنای روم پس از مرگ امپراتور، پسر عمویش یعنی ژولیان، معروف به ژولیان مرتد را به امپراتوری روم انتخاب کردند. ژولیان مرتد که پیش از رسیدن به امپراتوری، پیروزی های درخشانی در فرانسه امروزی و در جنگ با ژرمن ها به دست آورده بود، با غرور پیشنهاد شاپور را رد کرد و مصمم شد که انتقام شکست های روم را از ایرانیان بگیرد و این باعث شروع جنگ های سری دوم از جنگ های دو غول باستانی با یکدیگر شد.

شکست لژیون های روم از ارتش ساسانی
در سال 363 میلادی امپراتور ژولیان ملقب به ژولیان مرتد، یک راس یک ارتش قوی متشکل از متحدانش شامل هرمز شاهزادهٔ ایرانی و برادر پادشاه وقت ایران و آرشاک دوم پادشاه ارمنستان بود، به سوی مرز های امپراتوری ایران حمله کرد.

قوای روم و متحدین ایشان به جانب تیسفون پیش رفتند و همه جا با خشونت و وحشیگری تمام اهالی شهرها را با تمام حیواناتشان هلاک کرده و سوزاندند. شاپور بزرگ نیز در بین‌النهرین با ترفند زمین سوخته، سپاه روم را گرفتار قحطی کرد. این ترفند از زمان های بسیار دور حتی در زمان هخامنشیان مورد استفاده قرار میگرفت که ارتش های ایران تمام جنگل و آب ها و مواد غذایی را از بین میبردند تا دشمن دچار قحطی و کمبود مواد غذایی برای سربازان و احشام شوند.

با این حال ژولیان به تیسفون رسیده و آن را محاصره کرد ولی با وجود مدافعان از جان گذشته ایرانی هرگز به تصرف شهر مستحکم تیسفون نشدند. ژولیان به امید پیروزی بر سپاه ایران سنگ نبشته‌ای در دره اردن علیا بر جای گذاشت و خود را «نابودکننده بربرها» لقب داد. ژولیان که بعد از عبور از رود فرات، کشتی‌های جنگی خود را نابود کرد تا به سربازان رومی بفهماند که به هیچ وجه عقب نشینی نخواهند کرد حتی اگر همه آنلن کشته شوند. با این حال پس از آگاهی از نزدیک شدن سپاه اصلی ساسانیان که خود شاپور دوم فرماندهی آن را بر عهده داشت دست به عقب نشینی زد چون نمیخواست با سپاه اصلی ارتش ایران مواجه شود چرا که از قدرت آنان آگاه بود.

در هنگام عقب‌نشینی به سوی یکی از شهر های رومی، توسط یک لشکر نیرومند ایرانی به فرماندهی سرداری از خاندان مهران که راه آنان را بسته بود مواجه شد. سپاهیان ایران که فیل جنگی به همراه داشتند در ژوئن ۳۶۳ م. طی نبردی سخت در شهر سامرای امروزی ارتش مجهز رومیان را شکست دادند. ژولیان هم به ضرب نیزه، زخم شدیدی برداشت و در خیمه‌اش جان سپرد و جنازه وی به دست ایرانیان افتاد. سپاهش نیز بعد از پذیرش عهدنامه صلح به روم بازگردانده شدند. جانشین او ژوویان (۳۶۳–۳۶۴) یک عهد نامه تحقیر آمیزی را پذیرفت که به مدت سی سال بین دو امپراتوری منعقد گشت. به موجب این معاهده:

  1. ایرانیان شهرهای استراتژیک نصیبین و سنگارا و ولایات ارمنستان کوچک (روم) را که مورد اختلاف دو امپراتوریبود پس گرفتند.
  2. سرزمین های قفقاز همانند (گرجستان امروزی) و آلبانیای قفقاز به موجب شرایط این قرارداد از تصرف روم خارج شده و به قیمومت امپراتوری ایران درآمد.
  3. به علاوه دو شرط بالا امپراتور روم متعهد شد که از آرشاک دوم شاه ارمنستان حمایت نکند و دیگر در به هیچ وجه در امور ارمنستان دخالت نکنند

بدین ترتیب شاپور دوم موفقط شد انتقام شکست ایران را در زمان آذر نرسی،جد بزرگوارش را از رومیان بگیرد.


شخصیت شاپور دوم

شاپور-دوم-ساسانی


هیچ تردید نداریم که شاپور دوم یکی از بزرگترین شاهان تاریخ ایران و جهان میباشد که علاوه بر داشتن هوش و ذکاوت در امور نظامی، در امور کشور داری و ساخت ساز نیز هوش بسیار بالایی داشت به طوری که در شاهنامه روایت شده است شاپور به هنگام کودکی که خردی بیش نبوده است به هنگام خواب سر و صدایی از بیرون کاخ می شنود و جویای این صدا ها می شود که به اوئ م یگویند که مردم به هنگام عبور از پل و به دلیل ازدحام زیاد باعث این صداها شده اند.
شاپور با وجود این کهخردی بیش نبود دستور داد تا پلی دیگر ساخته شود که کسانی که میخواهند از شهر خارج شود از روی پل قدمی عبور کنند و کسانی که میخواهند وارد شهر شوند از پل جدید. با این دستور وی که نشان از نبوغ بالای اون در آن سن بود باعث رفع این مشکل در آن زمان شد.

اگر در سلسله ساسانیان انوشیروانی ظهور نمیکرد (خسرو یکم ساسانی، انوشیروان دادگر) شاید شاپور دوم بزرگترین شاه این سلسله به شمار می رفت.

سیسات های دینی
در زمان شاپور دوم ، کنستانتین یکم دین مسیحیت را در سراسر امپراتوری روم به رسمیت انتخاب کرد و حتی اعلام کرد که از مسیحیان ایران نیز حمایت کامل دارد و این عاملی بود که شاپور نیز بر شدت سختگیری بر مسیحیان ایران بیفراید و به آنان اجازه تبلیغ در ایران را ندهد.

سرانجام کار شاپور دوم

شاپور-دوم-و-اردشیر-دوم-طاق-بستان

شاپور دوم پس از 70 سال پادشاهی پربار در سال 379 میلادی در تیسفون و در حالی که در بستر مرگ بود برادرش که نیز 70 ساله بود را به پیش خواند و با او پیمان بست که پس از مرگش او بر تخت بنشیند چرا که پسر خود شاپور خردی بیش نبود و از اردشیر درخواست کرد چنانچه پسرش شاپور (شاپور سوم) بزرگ شود پادشاهی را به پسر وی واگذار کند و اردشیر نیز با چشمانی گریان پذیرفت.

در طاف بستان نیز تصویری از این واقعه را میبینیم که شاپور در حال دادن تاج کیانی به برادرش اردشیر است. یک سال پس از این واقعه شاپور بزرگ وفات یافت و برادر پیر وی اردشیر دوم (اردشیر دوم ساسانی (اردشیر نکوکار)) بر تخت نشست.

پادشاهی شاپور دوم در شاهنامه

سرچشمه ها:
شاهنامه فردوسی بزرگ
تاریخ طبری

3 1 رای
رأی دهی به این نوشته
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
0
اندیشه خود را به یادگار بگذارید!x