معرفی 20 جنگی که تاریخ بشریت را تغییر داد!

0 157

اینها برخی از معروف ترین نبردهای تمام دوران هستند! برای این فهرست، درگیری نظامی در زمان جنگ را بررسی خواهیم کرد که تأثیرات مهمی بر تاریخ بشر داشت. لیست ما شامل محاصره یورک تاون، محاصره قسطنطنیه، نبرد سام، نبرد هاستینگز، نبرد گتیسبورگ و … موارد دیگر است!

20 نبرد برتر که تاریخ را تغییر دادند

به تاریخ پارسی خوش آمدید، و امروز برای 20 نبرد برتری که تاریخ را تغییر دادند را به شما معرفی می کنیم.

برای این فهرست، درگیری نظامی در زمان جنگ را بررسی خواهیم کرد که تأثیرات مهمی بر تاریخ بشر داشته است.

کدام یک از اینها شما را مجذوب خود می کند؟ اگر همه چیز به گونه ای دیگر پیش می رفت، جهان چگونه به نظر می رسید؟ در نظرات به ما اطلاع دهید!

شماره 20: نبرد آکتیوم

31 قبل از میلاد پس از ترور ژولیوس سزار، فرمانروایی رم بین اکتاویان، مارک آنتونی و (برای مدتی) مارکوس آمیلیوس لپیدوس (چشم/اوه-میلی-یس LEPPA-diss) تقسیم شد. آنتونی با خواهر اکتاویان ازدواج کرد … اما عاشق کلئوپاترا ملکه مصر شد. او حتی به طور رسمی پسرش سزاریون را به عنوان پسر و وارث واقعی سزار به رسمیت شناخت. این منجر به جنگ داخلی با اکتاویان شد که در 2 سپتامبر 31 قبل از میلاد به نبرد آکتیوم در دریای ایونی ختم شد. با شکست آنتونی و کشتن خود، مانند کلئوپاترا، پایان یافت. اکتاویان اولین امپراتور روم شد و نام آگوستوس سزار را برگزید و رم را به دوران شکوفایی و توسعه هدایت کرد که اکنون به نام Pax Romana ( roh-MAWNNA) شناخته می شود. اگر اکتاویان در نبرد آکتیوم شکست می خورد، تاریخ روم و مصر هر دو مسیرهای بسیار متفاوتی را طی می کردند.

شماره 19: محاصره یورک تاون

یک نبرد سرنوشت ساز در جنگ انقلاب آمریکا، محاصره یورک تاون در طول پاییز 1781 اتفاق افتاد. در یک طرف جرج واشنگتن و فرانسه، و در طرف دیگر لرد کورنوالیس و بریتانیای کبیر قرار داشتند. پس از نزدیک به یک ماه درگیری، کورنوالیس تسلیم شد. این منجر به صلح پاریس شد که پایان اولین امپراتوری بریتانیا بود و سیزده مستعمره ایالات متحده آمریکا را تشکیل دادند. موفقیت انقلاب آمریکا همچنین به الهام بخشیدن به انقلاب فرانسه در سال 1789 کمک کرد. اگر بریتانیا در یورک تاون پیروز می شد، دنیای غرب امروز بسیار متفاوت به نظر می رسید.

18: نبرد بدر

جنگ بدر که به روز ملاک نیز معروف است، بقا و گسترش اسلام را تضمین کرد. در سال 622، محمد و پیروانش از آزار و شکنجه در مکه گریختند و به مدینه رفتند. دو سال بعد، محمد به دنبال حمله به کاروان مکه در شهر بدر بود. کاروان از مکه کمک خواست و لشکری ​​به رهبری ابوجهل (ابوجهل) رهبر مشرکان برای نجات فرستاد. مسلمانان حمله مکه را شکستند و پیروز شدند. جنگ بدر بسیار مورد توجه مسلمانان است، زیرا قدرت محمد را تقویت کرد و به اسلام اجازه داد تا به دین جهانی امروز شکوفا شود. با این حال، تاریخی بودن نبرد مورد بحث است، زیرا گزارش های مکتوب تا دو قرن بعد ظاهر نشدند.

شماره 17: نبرد Cannae

216 قبل از میلاد نبرد Cannae که بین جمهوری روم و کارتاژ در طول جنگ دوم پونیک درگیر شد، برای رومیان یک فاجعه بود. آنها تقریباً دو به یک از کارتاژ پیشی گرفتند، اما تقریباً 12 برابر تلفات متحمل شدند. کارتاژنی ها به رهبری ژنرال بزرگ هانیبال از یک حرکت انبر برای محاصره دشمنان خود استفاده کردند. از 86000 رومی که در این نبرد شرکت کردند، تنها حدود 15000 نفر زنده ماندند. رهبری هانیبال برای هزاران سال بر استراتژی نظامی تأثیر گذاشته است. این نبرد همچنین نحوه نبرد جمهوری روم را تغییر داد. رومیان با متحمل شدن یک شکست تحقیرآمیز، اصلاحاتی را برای رفع ایرادات استراتژی نظامی خود انجام دادند. این به آنها کمک کرد تا ارتش قوی تری شوند و به شکوفایی روم باستان منجر شد.

شماره 16: نبرد هاتین (hah-TEEN – مانند یک تی نرم تقریباً هفتم)

در سال 1187 میلادی نبرد شاخ هاتین، همانطور که همچنین شناخته شده است، شاهد رویارویی پادشاهی اورشلیم و دولت های صلیبی علیه سلطان نشین ایوبید (ah-YOO-BID) (سول توح-نات / سلطان نیت) به رهبری صلاح الدین بود. -دین). این یک قتل عام بزرگ دیگر بود. نیروهای صلاح الدین تلفات کمی دیدند، در حالی که بیشتر نیروهای مسیحی از بین رفتند. در نتیجه، بسیاری از سرزمین مقدس دوباره تحت کنترل مسلمانان قرار گرفت. بنا بر گزارش ها، پاپ اوربان سوم پس از شنیدن این خبر در اثر شوک درگذشت و در نهایت جنگ صلیبی سوم برای بازپس گیری اورشلیم آغاز شد. با این حال، ناموفق بود و اورشلیم برای چندین دهه تحت کنترل مسلمانان باقی ماند.

شماره 15: نبرد ادوا

در پایان قرن نوزدهم، بیشتر آفریقا تحت کنترل اروپا بود. تنها مناطق مستقلی که باقی ماندند لیبریا و اتیوپی بودند. در سال 1895، پادشاهی ایتالیا تلاش کرد تا امپراتوری اتیوپی را در اولین جنگ ایتالیا و اتیوپی فتح کند. تقریباً دو سال به طول انجامید و در نبرد ادوا به اوج خود رسید. نیروهای اتیوپی تحت فرماندهی منلیک دوم (منا-لیس دوم) پیروز شدند و به معاهده آدیس آبابا (AH-diss AH-bubba) منتهی شدند که اتیوپی را به عنوان یک کشور مستقل به رسمیت شناخت. پیروزی اتیوپی الهام بخش ناسیونالیست های آفریقایی بود که برای استعمارزدایی می جنگند و همچنین رهبران پان آفریقایی.

شماره 14: نبرد وین

جنگ عثمانی و هابسبورگ بین امپراتوری عثمانی و امپراتوری مقدس روم به مدت 300 سال ادامه داشت. نبرد وین که در تابستان 1683 درگیر شد، نقطه عطف مهمی بود. عثمانی ها دو ماه وین را محاصره کرده بودند. امپراتوری مقدس روم با اتحاد با کشورهای مشترک المنافع لهستان و لیتوانی توانست آنها را شکست دهد و محاصره را برطرف کند. پس از آن، کشورهای اروپایی برای جلوگیری از گسترش بیشتر عثمانی به اروپا، اتحادی به نام لیگ مقدس تشکیل دادند و در سال 1697، عثمانی ها برای صلح شکایت کردند. معاهده کارلوویتز (کارلوویتز) دو سال بعد پایانی بر جاه طلبی های امپراتوری امپراتوری عثمانی در اروپا بود.

شماره 13: محاصره قسطنطنیه

در سال 717 میلادی و پس از فروپاشی و سقوط امپراتوری ساسانی محاصره قسطنطنیه یک سال کامل در اواخر قرن هشتم به طول انجامید، امپراتوری بیزانس، که به امپراتوری روم شرقی معروف است، از پایتخت خود در برابر خلافت اموی (oo-MY-yid) دفاع کرد. نیروهای مسلمان در نهایت شکست خوردند و تلفات زیادی در این روند متحمل شدند. این امر به طور قابل توجهی روحیه ارتش اعراب را تضعیف کرد و آنها تمام امید خود را برای تصرف قسطنطنیه رها کردند. نتیجه یک تقسیم نسبتاً پایدار از قلمروها بود که برای دو قرن بعدی ثابت ماند. به طور خلاصه، این نبرد عملاً از گسترش مسلمانان به اروپا جلوگیری کرد. اگر خلافت اموی در محاصره قسطنطنیه پیروز می شد، اروپا تحت کنترل مسلمانان قرار می گرفت و تاریخ در واقع بسیار متفاوت به نظر می رسید.

شماره 12: نبرد هسوپنگ

در سال 1948-49 در طول جنگ داخلی چین، نبرد هسوپنگ بین جمهوری چین و ارتش آزادیبخش خلق به رهبری انقلابی کمونیست مائو تسه تونگ (mao zuh-DAWNG) درگرفت. پس از دو ماه درگیری، ارتش جمهوری چین ویران شد. در نتیجه، جمهوری چین به تایوان نقل مکان کرد، در حالی که نیروهای کمونیستی به سمت شمال رودخانه یانگ تسه حرکت کردند. نه ماه پس از نبرد هسوپنگ، مائو رسماً جمهوری خلق چین را تأسیس کرد. امروز، حزب کمونیست چین به کنترل کشور ادامه می دهد. اگر جمهوری چین در نبرد هسوپنگ پیروز می شد، این ممکن بود تغییر کند.

شماره 11: محاصره اورلئان

بین قرن 14 و 15، انگلستان و فرانسه درگیر جنگ صد ساله بودند. نقطه عطفی زمانی بود که انگلیسی ها شهر اورلئان در مرکز فرانسه را محاصره کردند. در 29 آوریل 1429، ژان آرک، یک دختر دهقانی فرانسوی که ادعا می کرد قرار است کشور را نجات دهد، به اورلئان رسید. نه روز بعد، محاصره برداشته شد. در حالی که انگلیسی ها هنوز در منطقه قدرت داشتند، پیروزی فرانسوی ها روحیه را تقویت کرد و ارتش فرانسه با داوطلبانی که می خواستند زیر نظر ژوان بجنگند، مملو شد. این امر عملاً از فتح فرانسه توسط انگلیسی ها جلوگیری کرد. جنگ صد ساله اندکی بعد به پایان رسید و فرانسه پیروز شد و انگلیس از جاه طلبی خود برای ادعای تاج و تخت فرانسه دست کشید.

شماره 10: نبرد قادسیه

قادسیه، نبرد، درگیری در اواسط دهه 630 میلادی که در آن جنگجویان مسلمان عرب بر ارتش پیشرفته ساسانی غلبه کردند و راه را برای فتح بعدی آنها بر ایران هموار کردند. نبرد در محله کوچکی در مرز عراق ساسانی رخ داد. قادسیه احتمالاً یک شهر پادگانی در شبکه استحکامات ساسانی بوده است که به «دیوار اعراب» معروف است. در مورد اندازه، بعید است که بیش از دوازده هزار مسلمان عرب و سی هزار ایرانی با یکدیگر جنگیده باشند. فقط می توان با خیال راحت ادعا کرد که ایرانیان از مهاجمان بیشتر بودند.
نبرد القادسیه یک درگیری مسلحانه بود که در سال 636 میلادی بین خلافت راشدین و امپراتوری ساسانی رخ داد. این در طول فتوحات اولیه مسلمانان رخ داد و یک پیروزی قاطع برای ارتش راشدین در طول فتح ایران توسط مسلمانان بود.

شماره 9: نبرد تورها (فرانسه)

در سال 732 و اوایل قرن هشتم، خلافت امویان اسپانیا را فتح کردند و هدف خود را بر فرانسه گذاشتند و راه خود را از طریق جنوب و مرکز فرانسه کنونی پیش بردند. نبرد تورز که در 10 اکتبر 732 انجام شد، شاهد بود که رهبر فرانسیا (فرانسه-see-uh) چارلز مارتل (فرانسوی) ارتش خود را به پیروزی در برابر افراد برتر هدایت کرد. اگر قدرت استراتژیک او نبود، خلافت اموی عمیق‌تر به اروپا حمله می‌کرد و اسلام احتمالاً دین غالب آن می‌شد. مورخان مارتل را به حفظ مسیحیت نسبت داده اند، اگرچه بحث های مداومی در مورد اهمیت نبرد وجود دارد.

شماره 8: نبرد سام (ساوم)

در سال 1916 و جنگ جهانی اول شامل بسیاری از نبردهای معروف، از جمله نبرد وردون و نبرد آمیان (AW-myens / AW-mee-ins) بود. اما یکی از تاثیرگذارترین آنها نبرد بدنام سام در شمال فرانسه بود. این جنگ که 140 روز به طول انجامید، یکی از مرگبارترین نبردهای تاریخ بود که یک میلیون نفر زخمی یا کشته شدند. علیرغم هزینه های وحشتناک، نبرد باعث شد که خطوط مقدم فرانسه و بریتانیا تنها شش مایل پیشروی کنند. با این حال، ویرانی های خونین تأثیر پایداری بر نحوه درک جنگ داشت. این شامل مرگبارترین روزی بود که ارتش بریتانیا تجربه کرد و بیش از 19000 سربازانش کشته شدند. این نشان می داد که جنگ جهانی اول شبیه هیچ چیز در تاریخ بشریت نیست.

شماره 7: نبرد گتیسبورگ

نبرد گتیسبورگ که بیش از سه روز در ژوئیه سال 1863 جنگید، نقطه عطفی بزرگ در جنگ داخلی آمریکا محسوب می شود. روز سوم نبرد شاهد حمله معروف Pickett’s Charge بود که یک حمله نافرجام پیاده نظام از طرف کنفدراسیون ها بود. این شکست به طور قابل توجهی از تعداد ارتش کاسته شد و رابرت ای لی نیروهای خود را به ویرجینیا برگرداند و امیدهای او برای حمله به شمال از بین رفت. 50000 تلفات نبرد گتیسبورگ را به یکی از پرهزینه‌ترین جنگ‌های تاریخ آمریکا تبدیل کرده است. شکست کنفدراسیون ها در گتیسبورگ به قیمت شمال برای آنها تمام شد و ضربه بزرگی به روحیه آنها بود. اگر ایالات متحده در گتیسبورگ پیروز شده بود، امروز بسیار متفاوت به نظر می رسید.

شماره 6: نبرد کاجامارکا

اگرچه گاهی از آن به عنوان نبرد یاد می شود، اما بیشتر دارایی است که به آن قتل عام می گویند. در سال 1532، فاتح اسپانیایی فرانسیسکو پیزارو (پی-ZARR-roh) فرمانروای اینکا، آتاهوالپا (اتا-وال-پا) را به یک جشن در کاجامارکا در شمال پرو دعوت کرد. در نشان دادن حسن نیت، آتاهوآلپا و همراهان چند هزار نفری او در 16 نوامبر بدون سلاح وارد کاجامارکا شدند… در نتیجه افراد پیزارو به سمت آنها شلیک کردند. بین 2000 تا 7000 نفر در این کشتار کشته شدند. آتاهوالپا اسیر شد و ارتش او نابود شد. سرانجام اسپانیایی ها او را اعدام کردند. پیزارو همسر آتاهوالپا را معشوقه خود کرد. امپراتوری اینکاها فروپاشید، زمین های آن توسط امپراتوری اسپانیا تصرف شد و ساکنان آن برای کار به عنوان برده در معادن اسپانیا فرستاده شدند.

شماره 5: نبرد واترلو

نیروهای ائتلاف در طول جنگ های ناپلئون، از جمله نبرد ترافالگار، پیروزی های قاطعی به دست آوردند. اما هیچ چیز قابل مقایسه با نبرد واترلو نیست. جنگ های ناپلئون و امپراتوری فرانسه او را در مقابل تعدادی از کشورهای اروپایی قرار داد که برای دفاع از سرزمین خود متحد شدند. این جنگ دوازده سال طول کشید و عملاً با نبرد واترلو در بلژیک امروزی پایان یافت. ائتلاف پیروز شد و ناپلئون تنها چهار روز پس از شکست از تاج و تخت کنار رفت. اولین امپراتوری فرانسه فروپاشید، اروپا از کنترل ناپلئون رها شد و از دوران طولانی صلح و رفاه برخوردار شد. که به عنوان کنسرت اروپا شناخته می شود، موازنه قدرت حاصل تا زمان وقوع جنگ جهانی اول یک قرن بعد کم و بیش ثابت ماند..

شماره 4: نبرد هاستینگز

حتی هزار سال بعد، سال 1066 یکی از مشهورترین سال های تاریخ است. ویلیام فاتح با حمله به انگلستان از نرماندی در شمال غربی فرانسه، نیروهای شاه هارولد دوم را در هاستینگ در ساحل جنوبی انگلستان شکست داد. هارولد در نبرد کشته شد و ویلیام در دسامبر بعد تاجگذاری کرد. از این رو سوبریکت “فاتح” است. حاکمیت نورمن در انگلستان شاهد جایگزینی اشراف قدیمی بود و زبان فرانسه نورمن به زبان اداری تبدیل شد – تأثیری که امروزه هنوز در زبان انگلیسی قابل مشاهده است. همچنین منجر به حذف نهایی برده داری در انگلستان به نفع رعیت شد.

شماره 3: نبرد ماراتون

490 قبل از میلاد جنگ‌های یونان و ایران بین سال‌های 499 و 449 قبل از میلاد شاهد نبردهای قابل توجه متعددی بود. با این حال، یکی از محوری ترین آنها در سال 490 بود، زمانی که آتنی ها و متحدان آنها در پلاته (pluh-TEE-in) با مهاجمان ایرانی در شهر ماراتون روبرو شدند. یونانی ها علیرغم اینکه تعدادشان کمتر بود، پیروزی شگفت انگیزی به دست آوردند و نیروهای ایرانی را عقب راندند. جنگ‌های یونان و ایران با نبردهای مهم دیگری از جمله ترموپیل و پلاتیا (به‌علاوه-TEE-uh) ادامه خواهد یافت. اما پیروزی نهایی یونان بر ایرانیان همه از ماراتن آغاز شد. این راه را برای دوره کلاسیک یونان هموار کرد، جایی که بسیاری از سنت های غربی در هنر، فلسفه، سیاست و علم سرچشمه می گیرند.

شماره 2: نبرد گوگامل

331 قبل از میلاد ایرانیان در اکتبر 331 قبل از میلاد در نبرد گوگامل متحمل شکست ویرانگر دیگری شدند. ارتش مقدونی اسکندر مقدونی که قبلاً به اعماق قلمرو ایران نفوذ کرده بود، برای آخرین بار در برابر نیروهای شاه داریوش سوم قرار گرفت. و خوب، آنها بیهوده او را اسکندر مقدونی صدا نمی کنند. تاکتیک های برتر اسکندر علیرغم اینکه بسیار بیشتر بود، به پیروزی خیره کننده ای منجر شد. پس از این شکست، امپراتوری هخامنشی فروپاشید و تحت کنترل یونانیان درآمد. امپراتوری اسکندر شکوفا شد و به دوره کلاسیک یونان اجازه داد تا نفوذ خود را در سراسر جهان مدیترانه و آسیای غربی و مرکزی گسترش دهد. این قدرتمندترین امپراتوری زمان خود بود که توسط یونانیان نابود شد.

شماره 1: نبرد استالینگراد

در جنگ جهانی دوم و پس پیروزی های متفقین و رهبر آنان یعنی آلمان نازی در جنگ استالینگراد گیر کرده و تسلیم ارتش سرخ شدند و از پنج ماه طاقت فرسا و خونین نبرد، با حدود دو میلیون تلفات، نیروهای آلمانی رسما در 2 فوریه 1943 به اتحاد جماهیر شوروی تسلیم شدند. این شکست ویرانگری برای آلمان نازی و متحدانش بود. نه تنها باعث کاهش تعداد و روحیه آنها شد، بلکه آنها را مجبور کرد تا نیروها را در سراسر اروپای اشغالی تغییر دهند. هیتلر بعدها استالینگراد را مسئول شکست قریب الوقوع خود دانست و مورخان تمایل دارند با او موافق باشند. ما ممکن است دنیایی را که استالینگراد در آن سقوط کرده است، نشناسیم.

سرچشمه: تاریخ پارسی – بردیا

0 0 رای ها
رأی دهی به این نوشته
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
4
0
اندیشه خود را به یادگار بگذارید!x